Thursday, May 21, 2009
Wednesday, April 22, 2009
Monday, April 20, 2009
توبه
در ساعت
10:59
نوشته
محمد عباسي
Saturday, November 22, 2008
روش جديد براي بيان مشكلات قديمي يك بخش
مشكل آب پديده اي جديد نيست
اما به نظر مي رسد پرداختن به اين مشكل در سالهاي اخير جالب توجه باشد
به نظر می رسد عدم شفاف سازی در این زمینه می توان بسیاری از تحلیل را غیر منطقی جلوه دهد به ویژه آنکه این روزها شاهد انبوه اخبار مرتبط با این حوزه هستیم.
اگرچه گفته می شد که برای بهبود شرایط آب بویژه بخش توزیع آن وزارت نیرو به فعالیت های پایین دستی مثل شبکه توزیع محلی نیز خواهد پرداخت اما به نظر می رسد این افزایش شرح وظایف این وزارت خانه تنها به این منظور صورت نگرفته است و دلایل زیادی دارد.
طی سالهای اخیر و بعد از آغاز به کار دولت نهم شاهد تغییرراهبردی دولت در اجرای طرح ها بودیم به گونه ای که تلاش شده است با کاهش از گستره ملی به استانی و حتی شهری تقلیل یافته است و نکته قابل توجه آن است که در برخی موارد شاهد طرح مباحثی هستیم که بیشتر درقالب روستایی و شهرهای کوچک قابل تجزیه و تحلیل است. به گونه ای که شاهد تفاوت سطح طرح ها به صورت محسوس می شویم.
درسالهای 1384 و قبل از آن شاهد طرح مباحثی مثل
توزيع نامتوازن منابع آب در كشور
برگزاری سمینار آب، فاضلاب، انرژی و مواد زائد به همت اتحادیه بازرگانی خاور نزدیک و میانه در آلمان
ساماندهي تاسيسات تامين و توزيع آب شهرهاي مسئلهدار
شبكه هاي آبرساني استانها
تصفيه ٤٢درصد فاضلاب شهري
بهرهبرداري ۱۶تصفيهخانه فاضلاب تا پايان امسال
بودیم. این درحالی است که از آبان ماه 1385 به بعد شاهد درج اخباری هستیم که سطح آنها اساسا قابل قیاس با طرح های قبلی نیست و در این میان برخورد با طرحهایی در سطح ملی به صورت نادر مشاهده می شود.
مواردی مثل
اصلاح بازسازی شبکه های فرسوده آب شرب روستایی نیشابور
پروژه های آبرسانی تایباد
مراسم افتتاح تصفيه خانه فاضلاب شرق اصفهان با حضور وزير نيرو
بهره مندی جمعيت روستايي شهرستان گناباد از آب شرب سالم و بهداشتي
طرحهای وزارت نیرو برای آبرسانی به روستاها
بهره مندی دلبر سبزوار از آب شرب سالم و بهداشتي
آبرسانی به روستای کلامرود از توابع شهرستان املش
بسیار به چشم می خورد که به طور جدی تعداد طرح ها را افزایش می دهد و در عمل شاهد آن هستیم که برای کارهای کوچک به گونه ای خبر رسانی می شود که در گذشته تنها برای طرح های ملی متداول بود.
این موضوع به خوبی با بررسی جداول عملکرد بخش های مختلف مرتبط با این حوزه قابل مشاهده است.
در حالی که هر روز شاهد ارایه اخباری ریز و درشت در مورد فعالیت های موفق در این حوزه هستیم بازهم عملکرد بخش آب حکایت از آن دارد که این فعالیت ها هریک بخش های کوچکی از یک مجموعه بزرگتر است که گویی هیچگاه قرار نیست تکمیل شود.
در ساعت
19:13
نوشته
محمد عباسي
مسابقه دو كشور نخست اوپك در كشف ميادين نفتي
اين درحالي است كه خاورمیانه هنوز بزرگترین منطقه تامین کننده نفت و انرژى به شمار مى آید. هم اکنون این منطقه یک عرضه کننده بزرگ مهم ترین انواع انرژی، نفت و گاز، در جهان است و در اين ميان كشورهايي مثل ايران نقش ويژه اي در اين ميان به خود اختصاص داده اند
به عبارت ديگر نقش ايران در بازار جهاني نتف از يك سو و اثر پذيري اقتصاد ايران از بازار نفت از سوي ديگر و روي يك سكه اند.
به طور منطقي ايران لازم است هر دو روي اين سكه را به دقت مورد توجه قرار دهد به گونه اي كه از يك سو با افزايش توان صادراتي خود ( افزايش توان توليد و كاهش مصرف داخلي) نقش خود را تقويت كند و از سوي ديگر با كمك به ثبات بازار ( تقويت اوپك) از بروز بحران هاي مخرب در بازار جلوگيري كند.
عوامل تاثير گذار
بازار نفت اين روزها تحت تاثير عوامل مختلف قرار دارد.
عدم افزايش تقاضا و مازاد ظرفيت توليد از جمله نگراني هاي توليد كنندگان قدرتمند است ،
عربستان بازيگر
تلاش براي كم رنگ كردن نقش كشورهاي خاورميانه در بازار نفت طي ماه هاي اخير شدت يافته است ، به گونه اي كه در حالي كه
كشف ميادين جديد و اينده
بازار نفت در آينده در اختيار چه كشور يا كشورهايي خواهد بود؟ اين سوالي است كه مي تواند در سياست هاي كلان و بلند مدت كشورها به صورت جدي تاثير گذار باشد.
به نظر مي رسد سطح ذخاير موجود و ذخاير كشف شده جديد توانسته است نقش اين شاخص را به خوبي بازي كند و دراين شرايط سه كشور ايران كويت و البته عربستان به عنوان صاحبان آتي بازار نفت مطرح هستند درحالي كه نقش كشوري مثل عراق نيز ناديده گرفته نمي شود
از میان اعضاى سازمان کشورهاى صادرکننده نفت(OPEC )، تنها چهار عضوآن خارج از منطقه خاورمیانه قراردارد. کشورهاى خاورمیانه 63 درصد از ذخایر نفت خام جهان را در اختیار دارند. همچنین روزانه بیش از22 میلیون بشکه نفت مصرفى جهان را تامین مى کند.
رئیس آژانس بینالمللی انرژی در اجلاس رياض كه ميان كشورهاي توليد كننده و مصرف كننده برگزار شد با خیالی آسوده اظهار نظر كرده است كه ذخایر کنونی نفت به میزان مناسبی در حال افزایش است و نفت کافی در بازار وجود دارد، ولی همه مصرفکنندگان بر این باورند که قیمت نفت در سطح بالایی قرار دارد.
در هفته پاياني ارديبهشت ماه وزیر نفت عربستان از اکتشاف دو میدان جدید نفتی در منطقه الشرقیه با ظرفیت تولیدی بیش از ۱۱هزار بشکه در روز خبر داد.
به گفته النعیمی نفت دو میدان جدید با مقادیر چشمگیری گاز همراه است و هر دو میدان مزبور در نزدیکی میدان غوار، بزرگ ترین میدان نفتی جهان، قرار دارند.٬ ظرفیت یکی از دو میدان اکتشافی٬ پنج هزار و ۶۰۰ بشکه نفت خام سنگین در روز و دو میلیون متر مکعب گاز همراه است و تولید میدان دیگر نیز پنج هزار و ۵۶۹ شکه نفت خام سبک در روز و دو میلیون و ۸۰۰ فوت مکعب گاز است.
در همين حال ايران اعلام كرده كه طي 18 ماه منتهی به پایان اسفند سال گذشته حدود 883 میلیون بشکه نفت قابل استحصال کشف كرده است كه نشان از رشد سه میلیارد و 270 میلیون بشکه در قیاس با اسفند سال گذشته دارد
بر اساس آمارهای رسمی وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران، میدان نفتی آذر با دو میلیارد و 76 میلیون بشکه ذخایر درجا و 39 میلیارد متر مکعب گاز همراه، مخزن خامی منصوری با بیش از 760 میلیون بشکه ذخایر درجا، میدان گازی کیش با یکهزار و 666 میلیارد متر مکعب گاز درجا و 986 میلیون بشکه مایعات و میعانات گازی و مخزن خامی آب تیمور که هم اکنون در مرحله آزمایش لایه های مخزنی است و حجم ذخیره آن پس از بررسی نهایی اعلام می شود.
بر پایه این گزارش، در میان میدان ها و مخازن کشف شده، کشف نفت در مخزن خامی میدان منصوری با حجم نفت درجای اولیه 3/760 میلیون بشکه و 39 میلیارد متر مکعب گاز همراه و 61/39 مییلون بشکه مایعات هیدروکربوری، از مهمترین اکتشاف های نفت در سال 1385 به شمار می رود.
در حالی که منابع رسمی کویت پیش از این میزان ذخایر نفتی این کشور را بیش از 100 میلیارد بشکه اعلام کرده بودند شیخ علی الجراح الصباح در مصاحبه با یک روزنامه کویتی تصریح کرد : میزان ذخایر نفتی کشف نشده کویت ممکن است به بیش از 150 میلیارد بشکه برسد . دولت کویت پیش از این میزان ذخایر کشف شده این کشور را بیش از 100 میلیارد بشکه اعلام کرده بود که این رقم 10 درصد کل ذخایر نفتی جهان را شامل می شود .
البته در كنار اين كشورها ، برخي كشورهاي كوچك تر مثل آنگولا در جستجوي نقش جديد هستند كشوري كه به گفته منابع رسمي وابسته به شرکت نفتی توتال فرانسه در آن به دو کشف جدید نفتی در آب های این کشور دست یافتند.
در ساعت
18:54
نوشته
محمد عباسي
وقتی خرس برای گاز به خلیج فارس می آید
البته این سازمان لزوما یک سازمان صادر کننده خاص نیست. موضوع های مربوط به سرمایه گذاری صنایع وابسته، تبدیل گاز طبیعی به گاز مایع و تبدیل دوباره آن به گاز طبیعی در بازارهای مصرف، دسترسی به بازار سرمایه و تکنولوژی، تعرفه، مالیات و مقررات کشورهای مصرف کننده هم در این سازمان بررسی می شود.
اما این سازمان به هر نام که خوانده شود، در اردیبهشت ماه یک گام جدی به ایجاد نزدیک شد ولی موافقان و مخالفان جدی دارد و البته حاشیه هایی که بعضا کمتر به آن پرداخته شده است.
اگر بپذیریم که می توان تا حدودی در بازار های جهانی را به دو بخش عرضه کننده خالص و تقاضا کننده خالص تقسیم کرد که در بازار انرژی گروه اول شامل کشورهایی است که عرضه حامل های انرژی آنها بیشتر از تقاضای آنهاست و گروه دوم شامل کشورهایی است که تقاضای آنها بیشتر از عرضه آنهاست.
به طور منطقی ضمن آنکه تعادل نسبی بین دو گروه وجود دارد، در داخل خود گروه ها رقابت هایی نیز مطرح است برای مثال عرضه کنندگان گاز در میان خود رقابت هایی را برای کسب سهم بیشتر از بازار تجربه می کنند.
شرایط بازارهای حامل های انرژی بخصوص گاز باعث شده است که عرضه کنندگان به این نتیجه برسند که برقراری ارتباط منطقی با یکدیگر و تقسیم غیررسمی بازار از آثار مخرب این رقابت بکاهند.
البته این تقسیم بر اساس توان واقعی کشورها برای حضور بازار و توان چانه زنی در حوزه های مختلف تعیین می شود.
اما این تمام واقعیت نیست و می توان عوامل اثرگذار دیگری را نیز به عنوان متغیرهای تاثیرگذار وارد این تحلیل کرد.
از یک سو دو کشور ایران و روسیه در عمل خواهان رهبری بازار گاز هستند و گزارش های غیر رسمی حکایت از آن دارد که روس ها تا زمانی که نسبت به توان عملی ایران برای حضور در بازار جهانی گاز اطمینان حاصل نکردند گام عملی برای ایجاد این سازمان بر نداشتند و حتی به رغم اظهار موافقت رییس جمهوری این کشور در سفر به ایران، مدت ها از هر نوع حرکت جدی در این زمینه خودداری کرد.
از سوی دیگر تجربه بازی ترکیه بین ایران و روسیه درس های زیادی برای مقامات دو کشور داشت و گفته می شود که نگرانی از ایجاد جنگ قیمت در بازار گاز دلیل اصلی گرایش به سمت ایجاد سازمان کشورهای صادر کننده گاز است و همین نگرانی است که باعث شده مقامات روسی نیز همانند مقامات ایرانی نسبت به ایجاد این سازمان روی خوش نشان دهند.
در کنار آن گفته می شود که ایران تشکیل این سازمان را با هدف مقابله با بحران های احتمالی دنبال می کند. به عبارت دیگر در حال حاضر نقش ایران در اوپک به عنوان یک عنصر بازدارنده در برابر تهدید ها و تحدید های مختلف ایفای نقش می کند و در صورت تشکیل سازمانی شبیه به اوپک در حوزه گاز ، توان چانه زنی ایران افزایش می یابد و هرگونه فشار بر ایران تاثیر مضاعفی بر امنیت انرژی کشورهای مصرف کننده خواهد داشت . البته این نقش در اظهار نظرهای رسمی به شدت تکذیب می شود و شاید به همین دلیل است که رئیس امور اوپک و ارتباط با مجامع انرژی وزارت نفت در حاشیه اجلاس رم اعلام کرد که اوپک گازی برخلاف منافع کشورهای مصرف کننده عمل نخواهد کرد.
در هر صورت حرکت به سمت تشکیل این سازمان می تواند از یک سو به توسعه بازار های گاز ایران منجر شود که به طور منطقی فضای جدیدی برای شرکت های فعال در بخش های مختلف فنی فراهم می شود و از سوی دیگر امکان با توجه به تعیین شفاف فضای آینده این بخش امکان برنامه ریزی بلند مدت و البته سرمایه گذاری در این زمینه بهتر از گذشته فراهم می شود.
در ساعت
18:47
نوشته
محمد عباسي
Saturday, August 30, 2008
چهار ستون برای موفقیت در ترانزیت : جغرافیا -قانون – برنامه - اجرا
اگرچه بارها این موضوع مطرح شده که یک کشور خاص همسایه از محل ترانزیت مبالغی را کسب کرده است که به نظر بسیاری از افراد اغراق آمیز به نظر می رسد ولی در صورتی که به صورت دقیق تر به موضوع نگریسته شود در می یابیم که آنچه که مطرح شده حقیقتی است که بعد از سالها فعالیت و برنامه ریزی ( در واقع سرمایه گذاری) کسب شده است.
نکته قابل توجه آن است که در بسیاری از تحلیل ها به این مسئله اشاره می شود که ایران نیز می تواند از این نوع خدمت کسب درامد کند و آن را ابزاری برای حرکت به سمت اقتصاد بدون نفت قرار دهد.
در حال حاضر سهم ارزش افزوده كل بخش حمل و نقل در تولید ناخالص داخلی در سالهای اخیر حدود 5/8 درصد بوده و وزير راه و ترابري نيز تاكید كرده كه توسعه ترانزیت كالا و مسافر از اهداف مهم وزارت راه است.
براساس گزارش های رسمی ترانزیت كالا در كشور طی سالهای اخیر افزایش یافته و در سال 85 به رقم11.6 میلیون تن رسید كه نسبت به سال قبل حدودا رشد 25 درصدی داشته است. حمل و نقل جادهای با سهمی حدود 90 درصد بالاترین سهم را در ارزش افزوده در بخشهای مختلف حمل و نقل دارد.
اين آمار نشان مي دهد درحالي که ادعا مي شود ایران می تواند سالانه بین 15 تا 20 میلیارد دلار از ترانزیت کسب کند، اما واقعیت آن است که در حال حاضر ایران نمی تواند چشم اندازی در این سطح برای خود تعریف کند و برای آن برنامهریزی کند چراکه مقدمات این فرایند محقق نشده است و نمی توان به راحتی و به صرف در اختیار داشتن برخی شرایط انتظار داشت که نتایجی محقق شود که در صورت در اختیار داشتن شرایط جامع محقق شود.
البته بر اساس آخرين اظهار نظر وزيرراه و ترابري در بخش حمل و نقل دریایی 11 بندر مهم تجاری در شمال و جنوب كشور با ظرفیت اسمی 120 میلیون تن و سه هزار و 200 هكتار مساحت فعالیت میكنند. زیربناهای حمل و نقل ریلی كشور ظرفیت 10 میلیون تن كالای ترانزیتی به غیر از سوخت را داراست كه با توسعه زیربناهای حمل و نقل دریایی، جادهای و ریلی افزایش قابل توجهی مییابد که در صورت تحقق سایر پیش نیازها می تواند چشم انداز مناسبی برای این بخش در کوتاه مدت تلقی شود.
این درحالی است که براساس اظهار نظر های عطرچيان (مدير كل ترانزيت كشور در وزارت راه) ، جليل زاده (كشتيراني خط جنوب) جليلي (راه آهن ج.ا.ايران) و ساساني (سازمان بنادر و كشتيراني) نمی توان انتظار داشت که شرایط ترانزیت ایران دارای یک دستی خاصی باشد و هر یک از متغیر ها دارای شرایط متفاوتی است
مقدمات حیاتی
واقعیت آن است که زمانی می توان به صورت جدی و عملیاتی مشکلات را رفع کرد و شرایط را برای کسب اهداف ترسیم کرد که بتوان با تعریف مشخصی از مقدمات و الزامات یک فعالیت ، برای کسب اهداف برنامه ریزی کرد.
به طور قطع توسعه ترانزیت و تحقق اهداف آن نیز نیازمند وجود چنین مقدماتی است.
این مقدمات در دو گروه مشخص قابل تقسیم بندی هستند:
الف: عوامل اولیه:
شامل مجموعه عواملی که در اختیار ما نیست یا به صورت کلی نمی توان انتظار داشت که کلیه مختصات ان در قالب برنامه های مشخص از سوی کشور ترسیم شود. اين عوامل در قالب شرايط و موقعيت طبيعي كشورها و يا به صورت رخدادهاي منطقه اي و خارج از حوزه تاثيرگذاري كشورها به صورت مجزا شكل مي گيرد. از میان این دسته عوامل مواردی مثل طبیعت و جغرافیاي سياسي ، برنامه های جهانی ، شبكه هاي منطقه اي و اقتصاد كشورهاي همجوار نقش قابل توجهي را بر عهده دارند.
ب: عوامل ثانویه:
شامل مجموعه عواملی است که به طور منطقی می توان درمورد آنها برنامه ریزی کرد و در بستر زمان به شرایط دست یافت. در واقع همين عوامل است كه مي تواند نقش كشور را در حوزه ترانزيت فعال نمايد به گونه اي كه عملكرد كشورها در مورد اين متغيرها مي تواند ترسيم كننده موقعيت واقعي كشور ها در سالهاي بعد باشد. در اين ميان مباحثي مثل قوانین و مقررات، تجهیزات و راه ها، نیروی انسانی و
از مهمترين و موثرين عوامل اين حوزه هستند.
البته نبايد فراموش كرد كه اين عوامل نقش و سهم يكساني ندارند و هر يك مي توانند در حوزه كاري خود نقش مضاعفي بازي كنند. براي مثال قانون و مقررات از جمله عواملي است كه از يك سو مي تواند راهگشا و لازمه اجرايي شدن سياست ترانزيت باشد و از سوي ديگر تحقق اهداف ديگر را تسريع كند و يا حتي نقش ها و وظايف جديد تعريف كند.
هرچند تجربه و سوابق تاریخی نشان می دهد که ایران در مورد عوامل اولیه دارای مزیت ویژه ای است اما همان تجربه ها نشان می دهد که این مزیت به تنهایی کفایت نمی کند و باید گام های عملی برای تامین عوامل ثانویه برداشته شود.
ایران در بستر تاریخ چهار راه تجارت و داد و ستد کالا بین ملل و کشورهای شرق و غرب عالم و معبری مهم و امن برای گسترش ترانزیت کالا بوده است که جاده ابریشم مشهورترین مشخصه این موضوع است.
ایران در حوزه ترانزیت به علت دارا بودن مزیت های چهارگانه منابع انسانی، منابع انرژی ، ذخایر معدنی و موقعیت ممتاز جغرافیایی از نظر قرار گرفتن در مرکز خاورمیانه جدید، همسایگی با 15 کشور و دسترسی های راهبردی به آسیای میانه و قفقاز به عنوان پلی مطمئن میان اروپا و آسیا برای تحقق مبادله و ترانزیت کالا، نقش بسیار پر اهمیتی را ایفا کرده است.
براساس نظر کارشناسان سازمان ملل متحد در امور حمل و نقل بین المللی، از مجموع سه کریدور حمل و نقل جهانی، دو کریدور از ایران می گذرد.
هر یک از این عوامل می توانند برای یک کشور در حوزه ترانزیت نقش منجی را ایفا کنند.
قانون و چشم انداز
یکی از مهمترین و کارآمدترین روش ها برای کم کردن احتمال گرفتاری در دورباطل و چرخه روزمرگی ، تدوین برنامه و تعیین چشم اندازمشخص است و تعیین مسیری که بتوان بر اساس آن به آن اهداف دست یافت.
سالهاست كه ايران به اين سياست و برنامه مشخص در حوزه هاي مختلف روي آورده است كه بعد از تعيين چشم انداز مشخص براي يك حوزه ، برای رسیدن به آن چشم انداز اهداف میانی تعریف می شود و روش های رسیدن به آن اهداف به صورت کاربردی تعیین می شود که قانون هاي برنامه 5 ساله نيز از اين قاعده مستثني نيست.
این سیاست در مورد بخش های مختلف برنامه های بلند مدت از جمله در برنامه های توسعه ای لحاظ شده است.
سیاستهای کلی حوزه حمل و نقل که در تاریخ 23/10/1377 به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام رسیده و در تاریخ 03/11/1379 پس از تنفیذ مقام معظم رهبری ابلاغ شد.
سیاستهای کلی نظام در حوزه حمل و نقل دارای ابعاد 13 گانه است.
ایجاد نظام جامع حمل و نقل و تنظیم سهم هریک از زیر بخش های آن با اولویت دادن به حمل و نقل ریلی و با توجه به جهات زیر :
1) ملاحظات اقتصادی و دفاعی و امنیتی.
2) کاهش شدت مصرف انرژی.
3) افزایش ایمنی.
4) برقراری تعادل و تناسب بین زیرساختها – ناوگان- تجهیزات ناوبری و تقاضا.
5) افزایش بهره وری تا رسیدن به سطح عالی از طریق پیشرفت و بهبود روش های حمل و نقل و مدیریت و منابع انسانی و اطلاعات.
توسعه و اصلاح شبکه حمل و نقل با توجه به نکات زیر :
6) نگرش شبکه ای به توسعه محورها.
7) آمایش سرزمین.
8) ملاحظات دفاعی – امنیتی.
9) سودآوری ملی.
10) موقعیت ترانزیتی کشور.
11) تقاضا.
12) فراهم کردن زمینه جذب سرمایه های داخلی و خارجی و جلب مشارکت مردم و گسترش پوشش بیمه در همه فعالیتهای این بخش.
13) دستیابی به سهم بیشتر از بازار حمل و نقل بین المللی.
ابلاغ سیاستهای اصل 44 و تنظیم سهم و اثر بخش تعاونی و خصوصی در اقتصاد کلان جمهوری اسلامی ایران ضرورت بازنگری در راهبردهای اجرایی و الزامات تحقق سیاستهای فوق الذکر را با حضور صاحبنظران بخشهای فوق و نخبگان دانشگاهی و اجرایی دو چندان می نماید.
در ماده 28 قانون برنامه چهارم توسعه به گونه اي به موضوع حمل و نقل پرداخته شده كه به نظر مي رسد تدوين كنندگان آن به صورت مشخص ترانزيت را مد نظر قرار داده بودند.
دراين ماده آمده است « به منظور تقويت اقتصاد حمل و نقل, بهرهبردارى مناسب از موقعيت سرزمينى کشور, افزايش ايمنى و سهولت حمل و نقل بار و مسافر، دولت موظف است در چارچوب «برنامه توسعه حمل و نقل کشور»، که به تصويب هيئت وزيران خواهد رسيد, اهداف زير را در برنامه چهارم توسعه محقق کند....»
زماني كه اهداف اين ماده مشخص شده است به مواردي متعدد برمي خوريم كه به صورت مستقيم در ترانزيت كالا نقش دارد و شاید بتوان گفت بخش قابل توجهی از 13 هدف تعیین شده در اهداف کلان در قالب این فعالیت ها قابل محقق شدن است:
1) تکميل صددرصد شبکه گذرگاههاى شمال - جنوب، شرق - غرب و بزرگراههاى آسيايى در محدوده کشور
2) تکميل حداقل پنجاه درصد شبکه آزادراه و بزرگراه مرتبط کننده مراکز استانها
3) تکميل حداقل پنجاه درصد شبکه راههاى اصلى مرتبط کننده مراکز شهرستانها
4) تکميل حداقل پنجاه درصد راههاى فرعى مرتبط کننده مراکز بخشها
5) پوشش کامل آزادراههاى کشور به سامانه کنترل هوشمند I.T.S
6) اتمام شبکه راهآهن ترانزيت کالا و مسافر شمال - جنوب و شرق - غرب
7) اتمام شبکه راهآهن آسيايى واقع در محدوده کشور
8) تکميل 100درصد تجهيزات ناوبرى هوايى و پوشش رادارى کل فضاى کشور در حد استاندارد بينالمللي.
9) تجهيز و نوسازى بنادر تجارى کشور و اصلاح مديريت و بهرهبردارى آنها به نحوى که تا پايان برنامه چهارم توسعه، ظرفيت تخليه و بارگيرى بنادر تجارى حداقل به 110 ميليون تن برسد.
10) نوسازى ناوگان حمل و نقل دريايى با استفاده از وجوه اداره شده.
11) تدوين و بهکارگيرى استانداردهاى حمل و نقل با استانداردهاى جهانى
12) ايجاد تسهيلات لازم و هماهنگى بين دستگاههاى ذىربط براى گسترش ترانزيت کالا و مسافر.
13) يکپارچهسازى سازمان مديريت فرودگاهها، بنادر و پايانههاى مرزى زميني.
14) نگهدارى از زيربناهاى احداث شده حمل و نقل مطابق با نرمها و استانداردهاى جهاني.
راه ها و نيازها
برنامه ها و اهداف هرچه باشند باید در قابل راهکار های عملیاتی شکل واقعی به خود گیرند و تا زمانی که نتوانند از مرحله حرف به عمل نزدیک شوند .
ترانزیت نیز از این قاعده مستثنی نیست و برنامه های مصوب تنها در قابل برنامه های عملیاتی و به صورت فرایند مشخص برای ترمیم نقاط ضعف عوامل موثر منطقی خواهد بود.
البته برخي از عوامل اوليه و ثانويه مذكور را نمي توان به راحتي جدا از هم فرض كرد و در بسياري از موارد همبستگي ويژه اي دارند.
شاخصهاي ترانزيت موفق به صورت های مختلف تعریف شده است از جمله داشتن سرعت ، كيفيت ، قيمت و امنيت (يعني با محموله ترانزیتی مطابق قوانين بين المللي و ضوابط كنوانسيونهايي كه عضو آن هستيم بايد با آن برخورد شود) اما بهينه سازي اين عوامل نيازمند آن است كه مقدمات مذكور به صورت مطلوب سامان يافته باشند و شرايط اوليه براي تحقق اهداف مذكور مهيا باشد.
اما مي توان سهم هر يك از اين دو متفاوت باشد.
براي مثال زماني كه اعلام مي شود كه ايران به دليل موقعيت جغرافيايي برتر خود در منطقه و قرار گرفتن مابين آسياي شرقي، شبهقاره هند و اروپا و دسترسي به آبهاي آزاد از امكانات بالقوه و امتياز رقابتي ويژهاي برخوردار است و به عنوان يكي از كشورهاي داراي پتانسيل بالا در حملونقل بينالمللي شناخته ميشود.
به طوري كه از مجموع سه كريدور ترانزيتي بزرگ دنيا، دو كريدور شمال به جنوب و شرق به غرب از ايران ميگذرد. ماهيتا يكي از عوامل اوليه است اما زماني كه قرار است راه سازي در كشور صورت گيرد نمي توان انتظار داشت كه بدون توجه به اين مشخصات ، راه سازي ها نقش تعيين كننده اي در ترانزيت منطقه اي داشته باشد.
به عبارت ديگر اين موضوع به معناي آن نيست كه افزايش حجم عوامل مثلا مجموع آزادراه ها و يا ناوگان ريلي به صورت مطلق نمي تواند به معناي گامي موثر در توسعه توان ترانزيت كشور باشد و بايد اين گسترش در چارچوب برنامه هاي بلند مدت ترسيم شود.
براي مثال درحالي كه بر اساس گزارش هاي رسمي بيشترين مقدار كالاهاي ترانزيتي از كشورمان از مبداء امارات متحده عربي و به مقصد تركيه ترانزيت شده اند.
زماني كه قرار است سيستم ترانزيت كشور توسعه يابد و زيرساختهاي آن فراهم شود لازم است كه به اين نكته توجه شود كه نياز كنوني چيست و برنامه آينده نسبت به شرايط كنوني چه تغييراتي خواهد كرد.
به نظر می رسد که برروی کاغذ برنامه های جدی برای تقویت توان و رفع مشکلات احتمالی طراحی شده است.
از یک سو اعلام شده که برای تكمیل حلقههای مفقوده حمل و نقل جادهای در چارچوب كریدور ترانزیتی شمال ـ جنوب، تكمیل بزرگراه بندرعباس ـ سیرجان و آزادراه قزوین ـ رشت در دست پیگیری است و این درحالی است که حدود چهار هزار كیلومتر آزادراه و بزرگراه در دست ساخت است كه اولویت با تكمیل شبكههای آزادراهی و بزرگراهی كشور با محوریت شمال ـ جنوب و شرق ـ غرب به عنوان شبكههای پرترافیك ترانزیتی كشور است.
درکنارآن قرار است اتصال ریلی ایران به كشورهای تركیه و آسیای میانه برقرار است كه با تكمیل پروژههای ریلی شرق ـ غرب در خطوط آهن كرمان ـ زاهدان، مشهد ـ هراز، خرمشهر ـ بصره، شبكه ریلی كشور به كشورهای پاكستان، افغانستان و عراق نیز اتصال مستقیم پیدا میكند.
این موضوع زمانی اهمیت خاص خود را نشان می دهد که به این نکته توجه کنیم که ایران دارای حدود هفت هزار كیلومتر خطوط راهآهن اصلی برقی و غیربرقی كه خلیجفارس و جنوب كشور را از طریق راهآهن سراسری به بندر امیرآباد به دریای خزر متصل میكند.
توسعه این زیر ساخت ها می تواند بستر ترانزیت را درکشور فراهم کند اما زمانی این بستر سازی به نتایج مطلوب می رسد که مشکلات کنونی آن نیز رفع شود.
به عبارت دگیر رفع نیازهای این بخش به طور منطقی نیازمند بررسی شرایط و عوامل تاثیرگذار بر آن است و این بررسی با توجه به گستردگی بخش حمل و نقل بسیار پیچیده است.
برای مثال در همایشی که برای بررسی سیاست های کلان حمل و نقل برگزار شد مباحثی مثل سهم و اثر صنعت خودرو سازی کشوردرحوزه بنادر – هواپیمایی – کشتیرانی شبکه ریلی در تحقق سیاستهای کلی حوزه حمل و نقل و سیاستهای اصل 44 - تعرفه های گمرکی در حوزه واردات – صادرات و ترانزیت ، سیاستهای تولید خودرو در کشور ، نقش شبکه ریلی – هوایی و دریایی در سیاستهای ابلاغی – سیاستهای کلی حوزه حمل و نقل و صرفه جویی در مصرف سوخت – سهم صنعت هواپیمایی و کشتیرانی در تحقق اهداف سیاستهای ابلاغی – نقش نخبگان دانشگاهی – مسئولین اجرایی و بخش خصوصی در پیشبرد اهداف سیاستهای کلی حوزه حمل و نقل و راههای افزایش ایمنی و بررسی تصادفات و سوانح جاده ای – هوایی و ریلی مورد بررسی قرار گرفت که هر یک می تواند به نوعی شامل چند موضوع متفاوت باشد.
در ساعت
21:49
نوشته
محمد عباسي
Monday, August 25, 2008
سه دلیل برای عدم حضور بخش خصوصی در جایگاه سازیCNG
استفاده از سوختهاي جايگزين مناسب تر
كاهش واردات بنزين و جلوگيري از خروج ارز از كشور
كاهش آلاينده هاي زيست محيطي
كاهش يارانه هاي سوخت
اما اکنون کار به جایی رسیده که هنوز یارانه های کلان پرداخت می شود، آلودگی هوا هنوز مشهود است و مشکل واردات بنزین به شدت احساس می شود و در عمل تنها هزینه های کلان صرف شده و هنوز سهم قابل توجهی از اهداف مورد نظر تحقق نیافته است به گونه ای که اکثر خودروهای دو گانهسوز به ندرت از گاز استفاده می کنند.
اگرچه دلایل زیادی برای این مشکل مطرح شده است از جمله آثار مخرب CNG بر موتور خودرو ها اما واقعیت آن است که با توجه به رفتار اقتصادی صاحبان خودروهای دوگانه سوز (سهم بالای مسافرکشان در قالب های مختلف) و حکایت سهمیه بندی بنزین ، این موضوع نمی تواند عامل بازدارنده اصلی باشد .
در واقع مشکل زمانی بروز کرده که صاحبان این خودروها متوجه شدند که زمان صرف شده برای دریافت گاز به گونه ای است که در نهایت از نظر شاخص هزینه فایده به زیان آن هاست
در واقع معطلی مصرف کنندگان زیاد تر از حد تصور است
گفته شده است که « قرار است 1000 جایگاه تك منظوره سی ان جی در كشور ساخته شود» که با احتساب جایگاه های دو منظوره تعداد جایگاه به مرز 1300 جایگاه خواهد رسید
شاید این سوال کمی عجیب به نظر برسد اما آیا مشکل با ساخت جایگاه های متعدد قابل رفع است.
ايتاليا اولين کشوري است که از سال 1910 به فکر استفاده از گازطبيعي فشرده بعنوان سوخت در خودرو افتاده و اکنون داراي بيش از370 هزار خودروي گازطبيعي سوز و حدود 420 جايگاه CNG است.
البته می توان موضوع را در یک گسترده بزرگتر مورد بررسی قرار داد. در حال حاضر بيش از 5 ميليون خودرو با قرار است در ایران معادل 11.11 درصد جایگاه های عرضه سوخت سی ان جی ساخته شود.
با توجه به گزارش های رسمی در حال حاضر 502 جایگاه عرضه سی ان جی در کشور وجود دارد که با توجه به راندمان های جهانی پوشش دهنده 280 هزار خودرو است و در صورت تکمیل طرح هزار جایگاه تک منظور سی ان جی می توان انتظار داشت که 730 هزار خودرو از این خدمات بهره مند شوند.
نکته جالب آنکه در حال حاضر تعداد خودروهاي گاز سوز در کشور از مرز 759 هزار گذشته است.
این شاخص نشان می دهد که در زمینه جایگاه عرضه سی ان جی از روند تولید خودروهای گاز سوز عقبتر هستیم
از سوی دیگر مسئولان امر به وجود مشکلاتی مثل تاخیر زمانی در سوختگیری معترفند که در واقع نشان دهنده آن است که جایگاه های کنونی نیز به خوبی کار نمی کنند. در هفته دوم مرداداماه اعلام شد که « به منظور کاهش زمان سوخت گیری خودروهای گازسوز و فعال سازی نازل های از کار افتاده، تعمیر اساسی در 45 جایگاه سی.ان.جی کشور آغاز شد. »
این در حالی است که گفته می شود 200 نازل از کار افتاده به صورت همزمان گزارش شده است یعنی به ازای هر 6 جایگاه یک نازل سوخت گیری
به نظر می رسد فعالیت های گسترده برای منطقی کردن فرایند احداث جایگاه در کشور به دلیل برخورد با موانع مختلف از جمله عدم انطباق سیستمی دچار کاستی اثر گذاری شده است
در مراد ماه قرار است سومین دوره آموزشی نظارت بر احداث جایگاه های سی.ان.جی برگزار شود
و این در راستای تلاش برای حضور بخش خصوصی در این حوزه است به گونه ای که به نظر می رسد مسئولان امر به این نتیجه رسیده اند که حضور بخش خصوصی می تواند راهگشا باشد ولی به نظر می رسد که این سیاست از اساس غلط است. بخصوص آنکه دولت با افزایش قابل توجه درآمدهای نفتی و با نظر مساعد مجلسی ها اساسا مشکلی به نام تامین سرمایه ندارد.
بر اساس طرح های قبلی بخش دولتی با اعطای یارانه ای زیاد در تامین تجهیزات و تضمین خدمات فضای منطقی برای حضور بخش خصوصی در این حوزه فراهم کرد اما چرا تا کنون سرمایه های این بخش به گونه ای مناسب وارد این فضا نشده است.
1. مشکلات ساختاری و عدم روانی روال اداری یکی از مشکلات به مشکل خوردن سرمایه بخش خصوصی است.
2. از سوی دیگر به رغم تبلیغات گسترده این سرمایه گذاری نتوانسته سود مناسبی را عاید سرمایه گذاران کند به گونه ای که اخیرا دولت تصمیم گرفته کارانه (حق العمل) جدید به این بخش اضافه کند.
3. در کنار آن نباید از این واقعیت گذشت که یکی از دلایل عدم تحقق اهداف ایجاد جایگاه عرضه سوخت (حتی برای بخش دولتی) بحث تحریم ها و عدم تامین تجهیزات از کشورهای صاحب دانش فنی بوده است و به نظر می رسد این مشکل هنوز حل نشده است و برخلاف بخش دولتی، بخش خصوصی امکان تحمل خواب سرمایه به دلیل مشکلات سیاسی و خارجی را ندارد
در ساعت
18:27
نوشته
محمد عباسي
Tuesday, August 19, 2008
کارتی با چند هدف
این دیدگاه همزمان با بروز مشکلاتی در زمینه صدور کارت ها (اول و المثنی) تقویت شد هرچند متولیان این طرح ، مشکلاتی از این دست را ناشی از بدیع و تازه بودن آن می دانستند و حتی عظمت طرح شاخصی برای توجیه هرگونه مشکلی از این دست بود.
اگرچه بر خلاف آنچه حتی به صورت رسمی مطرح شد این طرح (کارت هوشمند) اولین از نوع خود درجهان نبوده و حتی یک شرکت آمریکایی سالها قبل او در وسعت جغرفیایی گسترده در ایالات متحده آن را اجرا کرده است اما واقعیت آن است که این طرح توانسته تا حدودی میزان مصرف را کنترل کند و یا به عبارت بهتر از رشد آن بکاهد هرچند حتی نمی توان به آمار رسمی اطمینان کرد که این طرح توانسته مصرف روزانه را به سطح نزدیک به 50 میلیون لیتر در روز برساند.
نکته قابل توجه آنکه کارت هوشمند نفت گاز (گازوییل) هم در راه است و به زودی این کارت نیز وارد فاز عملیاتی خواهد شد.
البته شاید کارت هوشمند گازوییل مشکلات اجرای بیشتری را در پیش رو داشته باشد اما به نظر می رسد که دولت قصد دارد که این بازی را تا پایان سال آتی ادامه دهد و پس از آن شاید کمی از شدت این طرح کاسته شود.
اما آیا می توان دلیل مشخصی برای این طرح بیان کرد طرحی که به نظر می رسد بین زحمت اجرای آن و عمر مفیدش تناسب منطقی بر قرار نباشد؟
واقعیت آن است که این طرح از دو منظر قابل تحلیل است که هر یک از دو نگاه می تواند اجرای 3-4 ساله آن را توجیه کند هرچند ممکن است این عمر کمی بیشتر یا کمتر باشد.
نگاه اول:
با این دیدگاه که اطلاعات دقیقی از وضعیت خودروها و حتی نمی توان به صورت مشخص مالکیت خودروها را تعیین کرد (نمونه بارز آن صدور کار سوخت برای برخی مدیران قبل از انقلاب که اکنون فوت کرده اند) و از سوی دیگر و شبکه توزیع سوخت در کشور فاقد نظم و قانون کاربردی مشخص است و این پدیده با توجه به تفاوت قیمت قابل توجه سوخت (بنزین و گازوییل) در ایران نسبت به کشورهای همسایه یکی از موانع مقابله با قاچاق گسترده دانست، می توان دلایل زیر را برای توجیه اجرای طرح کارت سوخت هوشمند مطرح کرد:
الف: شناسایی مالکیت ها و ساختار مالکیتی خودروها
ب: امکان ردیابی خودروها در هر زمان و هر مکان
ج: امکان کنترل حرکت خودروها با مدیریت کارت سوخت
امکان خارج کردن برخی خودروها از شبکه حمل و نقل شاخص ترین حالت خارج کردن خودروهای فرسوده است.
نگاه دوم :
واقعیت دیگر آنکه ایران سالهاست برای انواع سوخت های فسیلی یارانه پرداخت می کند و اوضاع این یارانه به گونه ای نا همگون و فاقد ساختار مناست است که حتی در مورد میزان آن نیز اختلاف نظرهای وحشتناک مشاهده می شود. به گونه که در اظهار نظرهای رسمی به اعدادی از 59 میلیارد دلار تا 110 میلیارد دلار یارنه انرژی در سال بر می خوریم.
در این شرایط واقعی کردن قیمت سوخت ( به مفهوم نزدیک کردن به قیمت های جهانی) می تواند یکی از نتایج مد نظر اجرای کارت هوشمند سوخت بنزین و گازوییل باشد.
شاهد این سیاست تعیین قیمت نفت خام برای پالایشگاه هاست به گونه که پالایشگاه ها دیگر نفت خام را به صورت نیمه رایگان دریافت نکنند. با توجه به اینکه شرط اول واقعی کردن قیمت سوخت حذف یارانه در مراحل مختلف کار است قرار است به صورت رسمی درروزهای آینده قرار است فورمول زیر ابلاغ شود:
قیمت خوراک پالایشگاه های نفت خام = %57Na+%17.2Gas oil +%22.5Ker
بر اساس این فرمول می توان حداکثر تا ده سال قیمت خوراک پالایشگاه ها را تعیین قیمت کرد.
در این شرایط می توان انتظار داشت که دولت با این کارت تلاش کند که قیمت بنزین و گازوییل را به سطح جهانی نزدیک کند.
در این شرایط دولت یک سیاست چند مرحله را دنبال می کند.
الف : سقف مصرف هر خودرو را بسته به شرایط تعیین و اجرا می کند. در این مرحله قیمت سوخت بدون تغییر است
ب: با گذشت زمان و اعلام نیاز بخش های مختلف با توجه به شرایط در کنار سهمیه بندی ، اجازه می دهد که سوخت به قیمت بیش از گذشته ( مثلا 400-600 تومان هر لیتر بنزین ) عرضه شود.
ج : در صورت عدم ایجاد حساسیت نسبت به شرایط بند ب نسبت به تداوم آن اقدام می کند.
د: با کاهش سهمیه ها تلاش کند که طرح یارانه نقدی را با ورود پول به بازی و واریز کردن آن به کارت سوخت خودروها عملیاتی کند.
ح: با حذف تدریجی کارت سوخت قیمت بالای بنزین آزاد را به عنوان یک واقعیت مورد قبول جامعه عملیاتی کند.
نکته مهم در این میان آن است که نباید از این نکته غافل شد که می توان به طور همزمان نتایج هر دو تحلیل را کسب کرد به شرط آنکه دولت تلاش نکند که با تحقق اهداف یک بخش از سایر نتایج بخش دیگر بگذرد.
در ساعت
19:27
نوشته
محمد عباسي
Sunday, August 10, 2008
خطوطي كه چالش را انتقال مي دهند
اگر از ماجراي احداث خط لوله صلح ( ايران پاكستان هند) بگذريم به موارد زيادي بر خورد مي كنيم كه براساس خواسته ها و اهداف خاص مطرح شده اند.
رويترز گزارش داده كه آژانس بين المللي انرژي به همراه کشورهاي توليد کننده نفت خام حاشيه خليج فارس در حال بررسي احداث يك خط لوله جايگزين ( خليج فارس و تنگه هرمز) براي انتقال نفت اين منطقه هستند.
به ادعاي اين خبرگزاري از آنجا كه احتمال درگيري بين ايران و آمريکا جدي نشده ، همکاري بين کشورهاي حاشيه خليج فارس براي پيدا کردن راه حلي به منظور ايجاد يک مسير صادرات نفت خام بجاي تنگه هرمز، محدود خواهد بود.
البته اين آزانس در مورد هزينه انتقال نفت خليج فارس از مسير خشكي آماري منتشر نكرده و معلوم نيست كه چه توجيهي براي افزايق قابل توجه اين هزينه ها مطرح كرده است.
ماه گذشته امارات عربي متحده هم قراردادي را با شرکت آلماني ILF قراردادي امضا كرد كه خط لوله اي به طور 360 كيلومتر از ميدان نفتي Habashan تا بندر فجيره احداث كند اين خط توان انتقال روزانه يك ميليون و 500 هزار بشكه نفت خام را دارد.
اين درحالي است كه خبرگزاري ها از امضاء قراردادی برای امتداد خط لوله «اودسا – برودی» و انتقال انرژی به اروپا با دور زدن خاک روسیه توسط لهستان و پنج کشور استقلال یافته شوروی پیشین خبر دادند.
از سوي ديگر خبرگزاري ها روز شنبه گزارش دادند كه سران کشورهای ترکمنستان، روسیه و قزاقستان اسناد احداث خط لوله گاز در ساحل دریای خزر را امضا کردند. توافق نامه اي كه آذربايجان نيز اعلام كرده به آن خواهد پيوست. البته اين اعلام نظر بسيار محدود و مشروط بوده است.
اگرچه زمان مورد نياز براي احداث خطوط لوله نفت و گاز بسيار زياد است اما تجربه هايي مثل باكو جيهان نشان داد كه زماني كه اين طرح ها آغاز شود ، چاره اي جز تكميل شدن ندارد و در صورتي كه اصل طرح بر مبناي اقتصادي مناسبي بنا شده باشد اين طرح ها به حيات خود ادامه مي دهند.
در كنار آن واقعيت آن است كه خليج فارس منطقه اي است که بيش از ۷۰ درصد رشد تقاضاي جهاني نفت در آينده از آنجا ناشي مي شود، كه بي ارتباط با حجم ذخاير نفت اين منطقه نيست و به طور منطقي در بازار سالهاي بعد نقش غير قابل اغماضي خواهد داشت.
البته مقدمات اين نقش در حال آماده شدن است به گونه ايكه محمد الحملي وزير نفت امارات متحده عربي و رئيس اوپک گفته است كه اعضاي اوپک در حاشيه خليج فارس تا پايان اين دهه ۲۷۰ ميليارد دلار براي پروژه هاي جديد انرژي سرمايه گذاري خواهند کرد.
اين شرايط به معناي آن است كه نقش خليج فارس دربازار جهاني نفت به مدت كوتاهي محدود نمي شود و عمر چالش هاي امنيتي كنوني در اين مطنقه به طور قطع كمتر از عمر نفت خواهد بود و زماني كه احداث لوله هايي از اين دست مطرح مي شود بيش ازانكه نفت را به خارج از خليج فارس منتقل كنند ، بحران و چالش را به كشورهاي داراي نفت مي آورند.
در ساعت
18:11
نوشته
محمد عباسي
يارانه اي انرژي 110 يا 59 ميليارد دلار
در حالی که در ابتدای سال بحث پرداخت یا عدم پرداخت یارانه انرژی ( بخصوص در مورد بنزین ) مطرح بود در روزهای پایانی سال بحث میزان یارانه پرداختی نقل محافل خبری شد.
برای مثال در مهر ماه هم بحث یارانه واردات بنزین و نفت گاز (2.3 میلیارد دلار) مطرح شد .
در آن زمان مديرعامل شركت ملي پخش فرآوردههاي نفتي مدعی شد که از ابتداي سال تا آن زمان (23 مهر ماه) 5 ميليارد ليتر بنزين وارد كشور شده كه هزينه 9/2 ميليارد دلاري در برداشته و با ادامه اين روند تا پايان سال 9/2 ميليارد ليتر بنزين با هزينهاي معادل 1/1 ميليارد دلار نياز به واردات خواهد بود. در بودجه سال جاري 5/2 ميليارد دلار براي واردات بنزين اختصاص يافته بود كه همه آن هزينه شده است و براي واردات بنزين تا پايان سال نياز به 5/1 ميليارد دلار بودجه است.
البته این موضوعی است که به نظر می رسد "سر جهیزیه " دولت هاست و تفاوتی ندارد که دولت سازندگی را در اولویت خود قرار دهد ، اصلاح طلب خوانده شود یا عدالت را محور کار خود قرار دهد . البته عدالت محوری با نگاه حاکم بر موضوع یارانه در ایران نزدیکی خاصی دارد.
ضمن آنکه مفهوم یارانه نیز از جمله مباحث مورد بحث بین کارشناسان است . اگر بپذیریم که يارانه پرداخت هاي دولت براي حمايت از توليد يا مصرف کالا زير قيمت تمام شده است. با اين تعريف دولت قصد دارد سال آینده 60 هزار ميليارد ریال يارانه بدهد. اما يک نوع يارانة ديگر هم محل نزاع است و آن اينکه مي گويند دولت از ارزان فروشي نفت و گازوئيل و نفت کوره و... عدم النفعي را تحمل می کند که بر این اساس باید قيمت حاملهاي انرژي بايد در حد قيمت خليج فارس افزايش محاسبه و با این فرض یارانه پرداختی میزان درآمد از دست رفته است.
یارانه های تضعیف کننده
"60 هزار ميليارد تومان يارانه، اشكال اساسي اقتصاد ايران " عبارتی بود که گزارش معروف رییس جمهور در آذر ماه سال 1386 مطرح شد.
به گفته وي، يك اشكال اساسي اقتصاد ما اين است كه با يارانه 60 هزار ميليارد تومان يعني 25 درصد توليد ناخالص داخلي كشور را اداره ميكنيم يك علت اصلي آسيبپذيري ما از تحولات اين نقطه هست. به گفته اقای رییس برنامه هدفمندي يارانه تهيه شده ولي آرامآرام حركت مي كنند. بايد برنامه هدفمند كردن يارانه 60 هزار ميليارد توماني كمكم جلو برده شود.
رئيس جمهوري اضافه كرد: 300 ميليارد تومان براي يك كالايي ميدهيم كه اگر يارانه آن برداشته شود اتفاق خاصي نمي افتد. گروهي هم دهكها را شناسايي ميكنند. 4 دهك شناسايي شد كه آثار يارانه بر آنها محاسبه شود. کسانی که سخنرانی دانش جعفری را در دیماه 1383 درهمایشی مربوط به یارانه هاشنیده بودند انتظار داشتند که شاهد کاهش یارانه های غیر مستقیم در زمان تصدی وی در پست وزارت امور اقتصادی و دارایی باشیم.
در آن زمان دانش جعفري که رئيس کميسيون اقتصادی مجلس بود گفته بود که "نقدي کردن يارانه ها به دنبال آن است که، از يک طرف ناکارايي موجود در زمينه هاي توليد کشور و مشاركت بخش خصوصي در اقتصاد را حل کند و از طرف ديگر براي اينکه حلال مشکلات مصرف کننده و اقشار آسيب پذير جامعه باشد، 100 درصدی آن يارانه اي که وجود دارد را به شيوه اي متفاوت به مصرف کننده يا توليد کننده بپردازد."
اما در عمل حرکتی مستقل و جدی در این زمینه مشاهده نشد و شاید به گفته رییس وی حرکت آرام در دستور کار است.
در واقع جدا از مباحث سیاسی عملکرد دولت ها در 20 سال گذشته نشان دهنده آن است که دولت برای حمایت از اقشار کم درآمد، افزایش رفاه عمومی، حمایت از تولیدکنندگان داخلی خود را ملزم به پرداخت یارانه به صورت مستقیم و غیرمستقیم می داند.
این نگرانی وجود دارد حذف مستقیم یارانه انرژی را موجب افزایش شدید قیمت کالاها و فشار بر قشر آسیب پذیر جامعه می شود.
یارانه غیر هدفمند
پرداخت یارانههای غیرهدفمند نیز با انتقاد های جدی مواجه است . طبیعی است که یارانه انرژی بخش بزرگی از کل یارانهها را تشکیل میدهد نیز مورد توجه قرار گیرند چرا که چگونگی هدفمند کردن یارانههای انرژی به روش قیمتی و غیرقیمتی همواره مورد اختلاف اقتصاددانان است.
بسیاری از افراد همچون ميرتاج الديني نماينده تبريز در مخالفت با لايحه بودجه مدعی شدند که 6 هزار ميليارد تومان يارانه كالاهاي اساسي و 42 هزار ميليارد تومان يارانه مستقيم و غيرمستقيم انرژي در بودجه در نظر گرفته شده است و اين تصميم با هدفمند كردن يارنهها در تعارض است.
ایرج ندیمی، نماینده مردم لاهیجان و عضو کمیسیون اقتصادی مجلس نیز مدعی است که با حذف یارانه انرژی انگیزه سرمایه گذاری بخش خصوصی برای تولید انرژی افزایش می یابد. در حال حاضر یارانه انرژی به صورت هدفمند توزیع نمی شود و به افراد مستحق تعلق نمی گیرد و برای حل این معضل باید یارانه به فعالیت های تولیدی اختصاص داده شود و در مورد تخصیص آن به کالاهای مختلف تجدید نظر شود.
دکتر داوودی معاون اول هم موضوع هدفمند کردن یارانه ها در شهریور ماه مطرح کرد ، البته این موضوع جدید نبود
اما سخنان وی در نوع خود بیان کننده تداوم استراتژی گذشته یعنی امیدواری به شرایطی بود که بتوان یارانه ها راهدفمند کرد
پرويز داوودي در مراسم توديع وزيري هامانه اظهار داشت:بخش اعظم موفقيت سياست سهميهبندي بنزين در خود صنعت نفت نهفته است كه با پيگيري و رفع مشكلات مردم در استفاده از كارتهاي هوشمند سوخت، افزايش رضايتمندي عمومي و هدفمند كردن يارانهها اميدواريم در يك افق چند ساله به جائي برسيم كه سياست سهميهبندي كنار گذاشته شود و بدون فشار بر مردم، مصرف بنزين و ديگر حاملهاي انرژي در كشور بهينه شود.
این درحالی است که در مجلس نیز مردان اقتصادی همچون توکلی با اصل هدفمند شدن یارانه ها موافقند اما ظاهرا رسیدن به این هدف کمی محل مشکل است
دکتر توکلی رئيس مرکز پژوهشهای مجلس در دی ماه 1383 در همایشی با موضوع یارانه ، در مورد این که " آيا بايد يارانه بدهيم يا نه؟ و اگر قرار است بدهيم نقدي است يا غير نقدي؟" بعد از بیان اینکه در اقتصاد کلاسيک اساسا يارانه وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد، براي عدالت خواهي نيست موضوع یارانه ها در ایران را تحت تاثیر مفهومی به نام عدالت خواهی دانست که ، عدالتخواهي چون ديگر تابع علم اقتصاد نيست تبعا تابع ديدگاه فلسفي سياستمداران حاکم بر جامعه خواهد بود، خواه آن سياستمداران اقتصاددان باشند يا نباشند.
توکلی به شدت خواهان پرداخت یارانه به گروه های هدف است و مدعی است که پرداخت يارانه چه مستقيم چه غير مستقيم، چه به صورت نقدي و چه غير نقدي، عقلا و شرعا بايد به اهلش صورت بگيرد. مثل اينکه به غير اهل، زکات يا خمس دهيم. مبري ذمه نمي شويم. از نظر عقلي هم در تمام جهان يارانه مشخص به آدم هاي مشخص و شناسنامه دار مي دهند. همينطوري يارانه پرداخت نمي شود.
سه سال و یک ماه بعد اكبر تركان که عهده دار معاونت برنامهريزي وزير نفت بود مدعی شد توزيع يارانهها در واقع نوعي توزيع زكات به شمار ميرود و توزيع زكات نيز بايد با هدفگيري گروههاي هدف و نيازمند جامعه صورت گيرد
در روزهای نخست بهمن ماه خبرگزاري فارس با طرح موضوع " قيمت انواع سوخت متناسب با دهك مصرف در دست بررسي است " مدعی شد در حال حاضر جلساتي براي بهينهسازي و ساماندهي مصرف انرژي كشور در وزارت نفت و دولت برگزار ميشود كه به بررسي اين موضوع ميپردازند
میزان یارانه انرژی
حکایت میزان یارانه انرژی از جمله مباحثی است که به نظر می رسد که دولت در روزهای نخست سال و زمانی روزنامه ها و منتقدان سرگرم دید و بازدید عید هستند به آن بپردازد و تکلیف خودش را با این پدیده روشن کند.
چرا که در سه ماه پایانی سال بحث میزان یارانه به شدت جامعه را دچار سردرگمی کرد.
در 16 دی ماه 1386 وزير اقتصاد همايش بينالمللي جهاني شدن، خصوصي سازي، عدالت اقتصادی به اختصاص 50 ميليارد دلار يارانه انرژي اشاره کرد.
البته در روزهای نخست سال دانش جعفري در تحليلي از سياستهاي كلي اصل 44 كه با عنوان "انقلاب اقتصادي و رسالت ما" منتشر شد و این سوال را مطرح کرد که چرا بايد در حالي كه كشور بهاي حدود 40 ميليارد دلار يارانه (يارانه انواع حاملهاي انرژي و كالاهاي اساسي) را ميپردازد.
فروزنده قائم مقام مركز پژوهشهاي مجلس در اواخر مهر ماه سال 1386با طرح موضوع الگوی مصرف بومی گفت "...با صرف يارانه 30 ميليارد دلاري در اين بخش، هنوز تكليف ميزان مصرف صحيح در بهره گيري از انواع انرژي اعم از آب، برق، حاملهاي سوخت و ... در امر سرمايش و گرمايش مشخص نيست."
علی کردان، قائم مقام وزارت نفت از هزینه 110 میلیارد دلاری یارانه انرژی در سال 1386 خبر داد و این در حالی بود که کمتر از یک ماه قبل احمد داوودی مدیر کل دفتر امور انرژی معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی (سازمان مدیریت و برنامه ریزی سابق) مجموع یارانه بخش انرژی را بسیار کمتر اعلام کرده بود.
داوودی مجموع یارانه ای که برای سال 1386 پیش بینی می شود را برابر با 547.3 هزار میلیارد ریال معادل 58.9 میلیارد دلار ذکر کرد و افزود: برای سال آینده نیز همین رقم پیش بینی شده است.
بهمن ماه مخبر كميسيون تلفيق مجلس در زمان بررسی لایحه بودجه اعلام کرد که سال آينده در بودجه 122هزار ميليارد ريال يارانه حاملهاي انرژي اختصاص داده شده است. ظاهرا این مبلغ در واقع همان یارنه ای است که در مباحث حسابداری قابل محاسبه است .
گزارش های بانک جهانی مدعی است که يارانههاي بخش انرژي حدود 15 تا 20 درصد توليد ناخالص داخلي ايران (رقمي در حدود 35 تا 40 ميليارد دلار در سال) را به خود اختصاص ميدهد.
معاون برنامهريزي وزير نفت در 26 بهمن ماه در گفتوگو با فارس مدعی شد که يارانههاي انرژي در كشور كه حدود 100 ميليارد دلار در سال است و ساماندهي يارانه انرژي كشور در دستور كار و بررسي رئيس جمهور قرار دارد و كميتههايي نيز براي توزيع يارانهها در بخش انرژي تشكيل شده است.
نکته جالب آنکه برادران شركا رئيس اسبق سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور در همان زمان در اظهار نظری گفت گفته ميشود، يارانه قابل توجهي در حد 40 ميليارد دلار در هر سال به انرژي پرداخت ميشود، و دهكهاي بالاي درآمدي سهم بيشتري از آن دارند.
در روزهای نخست سال صندوق بین المللي پول در گزارش اخير خود در باره اقتصاد ايران به بحث يارانه هاي زياد انرژي در ايران به رقم بالاي يارانه ها اشاره کرد و اعلام كل يارانه هاي انرژي بيش از 5/17 درصد توليد ناخالص داخلي ايران را در سال مالي 2005 – 2006 تشكيل داده است . اين در حالي است كه كل يارانه ها بيش از 25 درصد توليد ناخالص داخلي را شامل شده است
در هر صورت به نظر می رسد سخنان داوودی نسبت به سایرین از اعتبار بیشتری برخودار باشد
مدیرکل دفتر امور انرژی معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهوری با بیان اینکه در مورد یارانه های انرژی همان رویه سال جاری، مطابق بند (ه) ماده واحده لایحه بودجه پیشنهاد شده است، افزود: در سالجاری مابه التفاوت حاملهای انرژی را نسبت به قیمتهای رایج و مصوب از طریق خزانه داری کل کشور با دستگاه های اصلی تامین کننده حاملهای انرژی تامین می کنیم.
به گفته وی، علت ثابت بودن این میزان، کاهش مصرف پیش بینی شده در مورد نفت گاز بوده که ناشی از مدیریت عرضه نفت گاز در سال آتی است اما با افزایش سایر حاملهای انرژی این کاهش خنثی می شود و این قیمتها برابر با متوسط قیمت سالجاری نفت محاسبه شده است.
البته اساسا موضوع یارانه و مفهوم آن در ایران جای بحث جدی دارد و شاید این تفاوت مفهوم باعث تفاوت قابل تامل اعداد باشد.
در ساعت
09:43
نوشته
محمد عباسي
نگاهي گذرا به سياست هاي پولي دولت احمدي نژاد
البته به نظر می رسد که در دولت نیز افرادی هستند که با این استدلال همراه و هم نظر هستند.
داوود دانش جعفري در همايش سالانه سياستهاي پولي و ارزي 1/3/1386؛ گفت که " سياستهاي پولي در كوتاه مدت بر متغير اسمي تاثيرگذار است. "درکنار آن باید به این نکته نیز توجه داشت که این اثر در میان مدت یا بلند مدت کم رنگ یا بی رنگ می شود و از آن مهمتراگر ازآن زیاد استفاده شود ممکن است کنترل اوضاع از دست افراد خارج شود بویژه انکه با یک هدف مشخص به کار برده شود.
در همان همایش وزير اقتصاد مدعی شد که تورم طولاني مدت باعث بياعتباري سياستهاي پولي شده است.
اما این نگاه فرمانده اقتصادی کشور باعث نشد که سیاست های پولی و به عبارت بهتر بخش پولی کشور بی تحرک بماند و در عمل باعث شد که بتوان سال 1386 را سالی سراسر تحول در حوزه اقتصاد دانست. این تحول در حوزه های مرتبط با بخش پولی کشور به صورت قابل توجهی اثرگذار تلقی میشود.
تغییر رییس کل بانک مرکزی
یکی از مهمترین شاخص ها و عوامل تاثیرگذار بر سیاستهای پولی کشور ، تحولات مدیریتی این بخش بود که از بالاترین سطح (رییس کل بانک مرکزی) وجود داشت تا سطوحی مانند مدیران عامل بانک ها و معاونشان.
تغییر رییس کل بانک مرکزی بعد از مدت ها حاشیه و حرف و حدیث صورت گرفت. نوع انتخاب (وزیر سابق اقتصاد) و سخنان مطرح شده توسط رییس جمهور نشان داد که دولت برای بخش پولی حرفها و برنامههای جدی دارد و به نظر می رسد گام نخست موفقیت در سیاست های پولی خود را داشتن یک مجموعه کامل و البته هماهنگ در میان مدیران مختلف بانکی می بیند.
محمود احمدينژاد در 14 شهریور 1386 در مراسم توديع و معارفه رئيس كل بانك مركزي مدعی شد که: رشد طبيعي و هماهنگي اندام اقتصاد كشور مستلزم عملكرد مثبت نظام بانكي است. البته تغییر مدیران بانک ها نیز می تواند در این راستا تعریف شود به گونه ای کمتر مدیر عامل بانکی را می توان یافت که احساس ثبات کاری داشته باشد و بتوان وی را به مدت بیش از یک سال مدیر عامل فرض کرد.
شاید در ساختار مطلوب قرار است مدیران عامل بانک ها تنها درصدد اجرای دستورات از مقامات بالاتر باشند و تنها در این صورت است که تغییرات چند باره در بالاترین سطوح مدیریتی بانک هایی مثل تجارت قابل تعریف و مقبول است.
اصلاح ساختار بانکی کشور
وزير كار و امور اجتماعي در شهریور ماه گفت که معتقد است اصلاحات در نظام بانكي به صورت كامل تحقق نيافته است، اما اگر اين اصلاحات به تشكيلاتي پويا و كاملا همجهت و همسو با تحقق برنامه چشمانداز 20 ساله منجر شود، يقينا تحرك بيشتري درامور اقتصادي كشورايجاد خواهد كرد.
نکته قابل توجه آن است که به ادعای جهرمی که تا نیمه نخست سال 1386 مطرح شد نظام بانکی ایران در حال تحول و تغییر بوده است .سخنان احمدی نژاد در مراسم معارفه رییس کل جدید می تواند موید این نکته باشد که اصلاح ساختار مستلزم تغییر نگرش و البته تغییر مدیران است.
رئيس جمهور مدعی شد که برخي مشكلات رفتاري بانكها را مانع تحقق اهداف است و اين اصلاحات نيز با يك مديريت دقيق و سريع قابل حل است. اصلاحات به صورت آرام و بدون جنجال خاصی شروع شد که گام نخست آن پایبندی به قوانین و اصول توسط بانکهای تجاری بود و حتی پول آفرینی بانک ها مورد تامل قرار گرفت.
در روزهای نخست آبان ماه بانك مركزي پيرو ابلاغيه اين بانك به بانك ها درخصوص لزوم تمركز بيشتر روي مديريت نقدينگي و تنظيم منابع و مصارف خود از آنها خواست به نحوي كه در اعطاي تسهيلات صرفا" از منابع قابل تجهيز خود بهره برداري كنند از بكارگيري منابع بانك مركزي اجتناب نمايند.
اواخر آذر ماه بانك مركزي دستورالعمل پيشنهادي 43 مادهاي ناظر بر تاسيس و فعاليت بانكهاي قرضالحسنه و نظارت بر آنها را منتشر كرد.
استقلال بانک مرکزی
یکی از نتایج اصلاح ساختار می تواند استقلال بانک مرکزی باشد اما این موضوع لزوما به عنوان اولین نتیجه دنبال نمی شود.
هرچند بحث استقلال بانک مرکزی از نظر تئوری بارها مورد بررسی قرار گرفته است اما واقعیت ان است که این استقلال در شرایط کنونی اقتصاد ایران قابل تعریف مشخص کاربردی نیست چرا که اساسا نمی توان هیچ یک حالت های استقلال را برای بانک مرکزی تعریف کرد.
درهر صورت به نظر می رسد که این استقلال در حالتی ساده سازی شده و خفیف مورد قبول برخی مقامات اقتصادی باشد.
داوود دانش جعفري در همايش سالانه سياستهاي پولي و ارزي كه 1/3/1386؛ اعلام کرد که به اعتقاد وي هر چه استقلال بانك مركزي بيشتر باشد امكان توفيق آن در اجراي سياستهايش بيشتر ميشود. البته آقای وزیر با استقلال کامل مخالف است و معقتد است که هيچ جاي دنيا بانك مركزي بيارتباط با سياست مالي دولت نميتواند باشد. بايد از سلطه مالي دولت بر سياست پولي كاسته شده و استقراض دولت از بانك مركزي به حداقل يا به صفر برسد
مهر ماه مظاهری که هنوز مدت زیادی آغاز ریاستش نمی گذشت به عنوان رئيس كل بانک مرکزی خواهان استقلال این بانک شد.
به نظر می رسید که شیبانی به هر دلیلی توان حرکت در این مسیر را نداشته یا حداقل به صورت مطلوب و مورد قبول رییس جمهور این مفهوم را دنبال نمی کرد و مظاهری با مقامات بالا به یک مفهوم مشترک رسیده بودند . در هر صورت مظاهری از بحث استقلال به شیوه خود دفاع کرد و مدعی شد استقلال اين بانك ، يك عبارت كيفي توصيف است و استقلال بانك مركزي تنها به معناي تصميمگيري واحد در مورد سياستهاي پولي و ساختار پولي كشور است. به اعتقاد مظاهری اتخاذ سياستهاي جداگانه در بخشهاي مختلف اقتصاد كشور به هيچ وجه به معني عدم تعامل نهادهاي مربوطه با يكديگر نيست و همه سياستهاي پولي و مالي اتخاذ شده در جهت دستيابي به اهداف كلان اقتصادي كشور است.
اما تفاوت بین مفاهیم ذهنی عبارات معمولا گوینده و شنوده را دچار تناقض می کند.
پايگاه اطلاع رساني بانك توسعه صادرات، متن كامل طرح مظاهري براي تحول در سيستم بانكی را در شهریور ماه 1386 منتشر کرد.
در قسمت های پایانی انی طرح که پیش از آن در هجدهمين همايش بانكداري اسلامي شهريور 1386 ارايه شده بود به عبارت ویژه ای بر می خوریم:
در يك شرايط تورمي، دولتها عامل تورم هستند. دولتها از دو طريق عامل تورم هستند :
اول: افزايش پول و نقدينگي براي نيازهاي بودجهاي خود و تأمين كسري بودجه
دوم: استقرار سيستم بانكي كه از طريق خلق پول اضافه بر توليد، موجب تورم ميشود.
این مفاهیم و عبارات نشان می دهد که بانک مرکزی مستقل اساسا مفهومی متفاوت با مفاهیم ذهنی فرد اقتصاد خوانده ای مثل دکتر شیبانی دارد.
حقوق کارکنان دولت 6+ درصد
اگربپذیریم که تورم اساسا پدیده پولی است آنگاه بسیاری از پیش فرض های ما در حوزه تجزیه و تحلیل داده ها تغییر می کند، اما اگر آن را یک پدیده ای دارای چند بعد قلمداد کنیم آنگاه می توانیم نقش موثرتری برای بخش های دیگر بر این پدیده تعریف کنیم.
در هر صورت تورم در بعد پولی و قیمتی کالا و خدمات تجلی پیدا می کند و دولتی که خود بیشترین سهم را در اقتصاد دارد اساسا نمی تواند یک بازیگر مستقل در مورد پدیده های اقتصادی تلقی شود.
رییس جمهوردر روزهای پایانی آذر ماه، بيش از 80 درصد اقتصاد مستقيم يا غير مستقيم دولتي دانست و طبیعی است که این مجموعه بیشترین زیان را از اجرای برنامه های اقتصادی غلط خواهد دید.
اما این زیان دیدن تنها نقش دولت در این بازی نیست. دولت به عنوان بزرگترین بازیگر صحنه اقتصاد می تواند (بخوانید باید) در عمل نیز به سیاست های اعلام شده پایبند باشد.
در حالی که به نظر می رسید دولت سیاست انقباضی خود را از داخل خود شروع کند ونشانه این تصمیم افزایش حقوق 6درصدی کارکنان دولت بود اما تنها 14 روز بعد از تقدیم لایحه بودجه به مجلس وزیر امور اقتصادی ودارایی سخنانی مرا مطرح کرد که در نهایت این نتیجه را در پی داشت که درسال جاري افزايش حقوق بسيار بيشتر از 6 درصد بود، ممكن است سال آينده هم همين طور باشد
این راه حلی بود که قائم مقام مركز پژوهشهاي مجلس در روزهای پایانی شهریور ماه به آن اشاره کرد که اولين و مهمترين گام در مسير كاهش نقدينگي اين است كه دولت در هزينه هاي جاري خود صرفه جويي نمايد داود دانش جعفري در پاسخ به سؤالي مبني بر عدم تناسب افزايش حقوق كاركنان دولت طبق لايحه بودجه سال آينده با نرخ تورم گفت ميزان 6 درصدي كه براي اين امر در لايحه بودجه در نظر گرفته شده مربوط به هزينههاي جاري است كه اين هزينهها نيز به نوبه خود به دو بخش « هزينههاي اداري و حقوق و دستمزد » تقسيم ميشود.
نامه و مناظره با 57 نفر
بررسی رخدادهای مختلف نشان دهنده آن است که در ذهن مدیران اقتصادی کشور پول و سیاست های پولی نقش ویژه ای دارد.
57 اقتصاد دان نامه ای به رییس جمهور نوشتند و با بیان مشکلات اقتصادی موجود ضمن ارایه برخی راهکارها نسبت به تداوم مشکلات هشدار دادند.
در 22 تیر ماه 1386 جلسه ای با حضور مردان اقتصادی دولت و این کارشناسان برگزار شد که دبیر این جلسه وزیر کار و امور اجتماعی بود و می توان آن را در نوع خود بی نظیر دانست.
در کنار همه مباحث مطرح شده در مورد این جلسه نکته جالب پیشنهاد رییس جمهور به اقتصاد دانان بود.
احمدينژاد در طول اين نشست 5/5 ساعته سوالاتی را مطرح و از اقتصاددانان كشور خواست تا پاسخهاي خود را درباره آن ارائه كنند. 1. درآمد حاصل از فروش نفت را چگونه و كجا مصرف كنيم؟ 2. درآمدهاي نفتي، ارزي هزينه شود يا ريالي؟ 3.آيا هيچ وقت قرار نيست درآمدهاي حاصل از فروش نفت وارد سيستم شود؟ 4.با توجه به تعريف و وظايف بانك، چگونه بايد اين نهاد را اصلاح و متحول كرد؟ نکته جالب توجه نقش بانک و بعد پولی اقتصاد به صورت جدی و پررنگ مشاهده می شود و به جرات می توان گفت که هیچ یک در مرحله نخست تولید را متاثر نمی کنند..
انتشار اوراق مشارکت
اوراق مشارکت معمولا با استراتژی جمع آوری نقدینگی سرگردان جامعه انجام می شود.
در قانون بودجه سال 86 كل كشور، انتشار 92 هزار ميليارد ریال اوراق مشاركت توسط دولت، بانك مركزي و شركتهاي دولتي مصوب شده بود كه سهم شركتها 26 هزار ميليارد ریال ، سهم دولت 26 هزار ميليارد ریال و سهم بانك مركزي 40 هزار ميليارد ریال بود.
البته این به معنای آن نیست که با فرض چاپ و انتشار همه آن ،لزوما آنچه که منتشر می شود به فروش نیز برسد.
بر اساس گزارش های منتشر شده در اواخر بهمن ماه طي هشت ماهه نخست سال 1386 در مجموع 4275 ميليارد تومان اوراق مشاركت توسط دولت و بانك مركزي منتشر شد كه 70 درصد يعني 3028 ميليارد تومان آن به فروش رفت.
هرچند اوراق مشارکت از سال 1370 و با طرح نواب متولد شد، اما اوراق مشارکت بانک مرکزی، پدیده برنامه سوم بود. در این برنامه، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در زمان مرحوم نوربخش از مجلس وقت مجوز قانونی گرفت تا با انتشار اوراق مشارکت و گردآوری نقدینگی، منابع مالی لازم برای افزایش سرمایه بانکها را فراهم آورد.
ولی در کنار دلایل واقعی برای انتشار اوراق مشارکت بهانه های مختلفی مثل تامین منابع مالی طرح ها و یا مشارکت عمومی در طرح های ملی را هم به همراه دارد.
این همان موضوعی بود که دولت نیز در تبین لزوم فوریت لایحه ارایه شده برای انتشار 40 هزار میلیارد ریال اوراق مشارکت آن را مطرح کرده بود و مدعی شد : در راستاي سهيم نمودن مردم در تأمين منابع لازم جهت انجام طرحها و پروژهها و سود ناشي از آن و با عنايت به تصميم هيئت عامل بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران مبني بر واگذاري نقدينگي جمعآوري شده به بانكهاي عامل جهت مشاركت در سرمايهگذاري بلند مدت و به تبع آن از بين رفتن شبهه ربوي بودن اين لايحه را تقديم مجلس كرده است.
البته مخالفان این طرح نیز اعلام کردند که نگراني ما از انتشار اوراق مشاركت نيست بلكه ما از تبعات ديگر اين موضوع نگران هستيم.
در جلسه علني آخرین روز تیر ماه مجلس دو فوريت لايحه انتشار 40هزار ميليارد ريال اوراق مشاركت تصويب کرد و نمايندگان مجلس به دوفوريت لايحهاي رأي مثبت دادند كه پس از تصویب آن در سه روز بعد از آن (سوم مرداد ماه)بانك مركزي اجازه انتشار ۴۰هزار ميليارد ريال اوراق مشاركت را دریافت کرد.
در تاریخ ۸۶/۰۵/۲۱ خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) به نقل از عباسعلي كدخدايي، سخنگوي شوراي نگهبان خبر داد كه اين شورا لايحه دو فوريتي انتشار اوراق مشاركت توسط بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران را تاييد كرد و مغاير موازين شرع و قانون اساسي ندانست.
در بیست و هفتم بهمن ماه 1386 بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران اعلام كرد: از پنجم اسفند، به ميزان چهار هزار ميليارد ريال اوراق مشاركت از طريق بانكهاي عامل به فروش ميرساند.
نکته قابل تامل آن است که آیا آنچه که بانک مرکزی در مرداد ماه مجوز آن را دریافت کرد را می توان اوراق مشارکت دانست.
بر اساس قانون نحوة انتشار اوراق مشارکت (مصوب 30/6/1376، مجلس شورای اسلامی) انتشار اوراق مشارکت از طرف دولت صرفاً برای تأمین منابع مالی مورد نیاز جهت اجرای طرحهای عمرانی انتفاعی است و دولت به میزانی که در قوانین بودجة سالانة کل کشور پیشبینی میشود مجاز به انتشار اوراق خواهد بود. تضمین بازپرداخت اصل و سود علیالحساب و سود تحقق یافتة این قبیل اوراق توسط وزارت امور اقتصادی و دارایی به عمل خواهد آمد.
این درحالی است که در بند های دیگر این قانون مواردی مثل طرح های مشخص شده در قانون بودجه و انتفاعی بودن طرح مطرح است که به نظر می رسد باید به صورت مشخص برای طرح های خاص یا مشخصی این اوراق به فروش برسد
کاهش نرخ سود بانکی
بر اساس قانون باید تا پايان برنامه چهارم توسعه نرخ سود بايد تك رقمي شود و دولت موظف است زمينه را براي كاهش نرخ سود فراهم كند و سال 1386 تداوم بحث ها و برنامه های اجرایی در این زمینه بود.
در نخستین روز اردیبهشت ماه شوراي پول و اعتبار در جلسه عصر خود علي رغم تاكيد و موضع گيري دولت در خصوص لزوم كاهش نرخ سود بانكي راي بر ثابت ماندن آن در سال 86 داد.اما در ششم خردادماه دفتر امور رسانههاي رياست جمهوري اعلام کرد ، احمدي نژاد در پاسخ به نامه رئيس كل بانك مركزي اعلام کرد که حداكثر سود مورد انتظار 12 درصد مورد نظر است.
در 11 خرداد ماه شورای پول و اعتبار این موضوع را مورد بررسی و تصویب قرار داد این درحالی بود که ماده دو آيين نامه اعطاي تسهيلات بانكي مصوب 14/10/62 هيأت وزيران و اصلاحي 12 خرداد 72 تصريح دارد بر اين كه نرخ سود بانكي پس از تصويب در شوراي پول و اعتبار بايد به تائيد رئيس جمهوري برسد تا نهايي شود.
مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی از موافقان اصلی اجرای این طرح بود
در تیرماه دفتر مطالعات اقتصادي مركز پژوهشهاي مجلس طي يك گزارش علمي جنبههاي قانوني، آثار اقتصادي و مرجع تعيين نرخ سود تسهيلات بانكي را بررسي و تحليل كرد که نتيجه آن موید این نکته است که كاهش نرخ سود تسهيلات بانكي به ويژه در خصوص عقود با بازدهي ثابت داراي مستند قانوني و قابل دفاع است.
عبده تبريزي به عنوان یکی از امضا کنندگان نامه معروف 57 اقتصاد دان گفت نويسندگان نامه معتقدند كه هرگز يك اقدام اداري نميتواند نرخ سود را كاهش دهد و ممكن است نرخ سود اسما كاهش پيدا كند، اما عملا نرخ سود كاهش پيدا نخواهد كرد. اقتصاددانان نوشتهاند پارامتر سود بانكي عامل مهمي در تصميمگيريهاي اقتصادي است، در واقع وقتي اين نرخ تعيين ميشود، تصميمي را براي دارندگان وجوه به منظور "مصرف" يا "پسانداز" پول ايجاد ميكند.
در گزارش ارایه شده تحت عنوان عملكرد دو ساله دولت نهم به موضوع کاهش نرخ سود بانکی نیز اشاره شده است.البته به نظر می رسد که دولت حاضر به پذیرفتن اصل ارتباط منفی بین پس انداز و نرخ سود نیست و این موضوع مستلزم آن است که قبل آن پذیرفته باشد که بانک ها ارتباط منطقی بین سود پرداختی به مشتریان و سود دریافتی از استفاده کنندگان از منابع مالی خود قائل نیستند.
در گزارش عملکرد دولت آمده است که آمارهاى رسمى بانك مركزى نشان مى دهد با اجراى طرح كاهش نرخ سود بانكى در سال هاى 84و 85 در ده ماهه نخست سال گذشته حجم سپرده هاى بخش غيردولتى نزد نظام بانكى كشور با 29درصد افزايش از رقم 112هزار ميلياردتومان فراتر رفته است و همچنين اين اقدام ضمن كاهش شبهه ربا در برخي عمليات هاي بانكي، موجب به وجود آمدن سودي 17 هزار ميليارد توماني براي بانكها شده است.
حذف 3 صفر حذف صفر از پول ملی یکی از مباحثی بود که طی ساله 1386 بارها مطرح شد و در هر مرحله موافقان و مخالفان نظرات خاص خود را مطرح کردند. البته به گفته مظاهري ين طرح نياز به بررسي دقيق و كارشناسي دارد و در اولويتهاي بانک مرکزی قرار ندارد.رئيس كل بانك مركزي حذف سه صفر پول ملي را یک طرح درحد يك ايده قابل اتكا می داند که به كاهش يا افزايش تورم ارتباطي ندارد و در واقع نتيجه تورم است. البته مظاهری از این موضوع بحث قدیمی خود یعنی کاهش حجم استفاده از چک پول و قدرت پول آفرینی بانکها را هم دنبال می کند و مدعی شده است که از نتايج اين طرح اين است كه ديگر نيازي به چاپ اسكناس هاي درشت نيست. البته این مباحث در صورتی است که قبل از آن توجه داشته باشیم که هر طرحي به تنهايي و بدون الزامات آن نمي تواند طرح موفقي باشد لذا در روند حذف صفرها نيز بايد هماهنگ با سياستهاي پولي و مالي كشور، توام با كاهش نرخ تورم عمل كرد.
اما نظرات مخالفان و موافقان جالب بود.
مدير عامل بانك سامان معقتد است که حذف صفر از پول ملي اثر رواني در كاهش تورم دارد
شاهي عربلورئيس كميسيون اقتصادي مجلس مدعی شده که حذف صفرهاي پول ملي 5 منفعت بزرگ براي اقتصاد كشور به دنبال دارد و اين مسئله با جديت در كميسيون اقتصادي مورد بحث و بررسي قرار خواهد گرفت.
وكيلي نيا،رئيس كانون دانش آموختگان اقتصاد ايران گفت: به اعتقاد من حذف صفرها در شرايط فعلي به صلاح نيست و منجر به تحقير پول ملي مي شود.
رويترز با اشاره به طرح حذف سه صفر از پول ملي ايران ممانعت از به هدر رفتن منابع مالي دولت در چاپ بي رويه اسكناس و كاهش تورم را از جمله انگيزه هاي دولت ايران براي بررسي اين طرح اعلام كرد.
كاهش تسهيلات تكليفي کاهش تسهیلات تکلیفی به عنوان یکی استراژی کلان مورد توجه نظام اقتصادی ایران قرار گرفته است به طوری که لزوم كاهش سالانه 10 درصد از تسهيلات تكليفي از سال آغازين برنامه سوم توسعه یک قانون است و اين قانون از زمان تصويب تاكنون به صورت دقيق اجرا شده است. در سال اول برنامه توسعه تسهيلات تكليفي معادل 6 هزار ميليارد ريال بود كه اين ميزان با كاهش سالانه 600 ميليارد ريال در سال جاري به 1200 ميليارد ريال رسيده است و با كاهش تدريجي تسهيلات تكليفي بانكها قادر خواهند بود كه با تصميم هيئت مديره طرحهايي موجه را انتخاب كرده و به آنها تسهيلات بدهند.
این راهبرد که به نظر می رسد قرار است تا حصول نتیجه نهایی تداوم یابد اساسا با سیاست و برنامه دولت مبنی بر حرکت هدفدار و کاملا هدایت شده نظام بانکی همخوانی ندارد.
نقدینگی
در اولین روز دی ماه و در نشست 1093 پول و اعتبار،اعضا به اتفاق آراء بر لزوم تهيه سياست هاي پولي و مالي كنترل نقدينگي و تورم تاكيد كردند.
این سیاست و برنامه ای خاص و جدیدی نبود و بارها اعلام شده که مشكل تورم كشور ما از رشد نقدينگي ناشي مي شود و حتی سازمان های بین المللی به صراحت این ارتباط را مطرح می کند به نظر می رسد دولت آگاهانه در صدد عدم توجه به این مباحث است.
چرا که در واقع بارها این مباحث مطرح شده است . در دومين جلسه همانديشي رئيس كل بانك مركزي با 15 اقتصاددان 21/8/86 ، تعامل هر چه بيشتر ميان دولت، مجلس و ساير نهادهاي مسئول با بانك مركزي و كاهش نقدينگي كليد مهار تورم اعلام شد.
دی ماه 1386 حداد عادل زمانی که در گفت و گو با خبرگزاری فارس به بیان عوامل تورم زا پرداخت مدعی شد که مجلس تنها یک عامل تثبیت کننده ساختار و مبانی اقتصاد کشور است و از كارهايي كه مجلس براي جلوگيري از تورم به اين اعتبار انجام داده است اصرار بر سر مهار نقدينگي خصوصا در قانون بودجه بود و اين مطالبي است كه در آغاز كار نهم محل اختلاف دولت و مجلس بوده است. این درحالی بود که مظاهری به صورت جدی بحث کاهش اعتبار دهی که به نوعی سیاست محدود سازی نقدینگی را در پی دارد آغاز کرده بود و حتی در پاسخ به نامه رييس شوراي هماهنگي بانكها كه خواسته بود تا بانك مركزي از محل منابع خود بانكها را در پرداخت تسهيلات به بخشهاي مختلف ياري دهد گفته بود که پرداخت تسهيلات توسط بانكها بايد بر مبناي منابع و داراييهاي موجود هر بانك صورت گيرد نه منابع بانك مركزي.
مظاهری در صدد محدود کردن توان پول آفرینی بانکها بود و هست چرا که به اعتقاد دولت مردان چك پولهايي كه در سال 1386 چاپ شد عمدتاً خلاف قانون بود. در حالي كه طبق مجوز قانوني بانكها ميتوانند 40 درصد دارايي نقدي خود را چك پول چاپ كنند، اين ميزان در بعضي از بانكها تا 200 درصد رسيد. در 6 ماهه اول بانكها ميتوانستند با چكپول 24 هزار ميليارد تومان قدرت خريد ايجاد كنند اما عملاً اين مبلغ بر 120 هزار ميليارد تومان رسيد در حالي كه كل معاملات ما 270 هزار ميليارد تومان است و در نتيجه حدود 70 درصد قدرت خريد، توليد شد كه برخلاف قانون و خيانت به كشور بود.
مظاهري گفته است طبق اصول «بازل يك» هر واحد افزايش به منابع بانكها 12 برابر خلق پول در جامعه ايجاد مي كند و بر اساس اصول «بازل 2» هر واحد افزايش منابع بانكي 8 برابر منايع جديد (خلق پول) در جامعه ايجاد ميكند. به هر حال افزايش سرمايه بانكها 8 تا 12 برابر منابع جديد ايجاد ميكند.
بسته سیاست های پولی
زمانی به به بحث عوامل تورم در سخنان مقامات اقتصادی برمی خوریم نقش سیاست های پولی به خوبی مشهود است .
دكتر عباس شاكري معتقد است که در ايران از سال 1368 تاكنون، نقدينگي حدودا 80 برابر شده يعني در اين فاصله از 1600 ميليارد تومان به 130 هزار ميليارد تومان رسيده كه از جمله دلايل آن ميتوان به كسري بودجه، ندانمكاريهاي بانك مركزي و بسياري عوامل ريز و درشت ديگر اشاره كرد.
در این شرایط داشتن یک مجموعه برنامه برای سیاست های پولی انتظار چندان زیادی نیست.
در 22 دی ماه معاون اقتصادي بانك مركزي مدعی شد که بسته سياستهاي پولي لازم براي پايين آوردن نرخ بيكاري نايرو و كنترل تورم در بانك مركزي نهايي شد.
البته
7 ماه قبل دانش جعفری مدعی شد که تورم طولاني مدت باعث بياعتباري سياستهاي پولي شده است.
البته اگر فعالیتهای جدید بانک مرکزی را راستای بسته های سیاستی مذکور قلمداد کنیم آنگاه می توان این استراتژی را پذیرفت که گفته رئيس كل بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران حرکتی اگاهانه بوده که مدعی شده این بانک سياست تزريق پول به اقتصاد را متوقف و شتاب روند تورم را كم كرده است.
در حالی که بر اساس گزارش های رسمی منتشرشده نرخ رشد نقدینگی در ساالهای اخیرحکایت از آن داشت که نقدينگي از 84 تا كنون 2برابر شده است .رئيس كل بانك مركزي در نهم ابان ماه اعلام کرد که حجم نقدينگي از رقم 70 هزار ميليارد تومان سال 1384 به رقم 140 هزار ميليارد تومان در سال جاري رسيده است
رشد قیمت های بخش مسکن
یکی از نتایج سیاست مالی انبساطی افزایش قیمت هاست که در صورتی که به هر دلیلی یک بخش خاص مورد توجه قرار گیرد و یا توسط بخش دولتی برای دریافت تسهیلات در اولویت قرار داده شود ، آن بخش شاهد افزایش قیمت چشم گیری خواهد بود.
همین افزایش قیمت (بیشتر از نرخ تورم) باعث می شود که جامعه برای مقابله با آثار تورم بر قدرت خرید پول خود اقداما به سرمایه گذاری در آن بخش کنند و این تقاضای مضاعف باعث می شود و این تقاضای جدید خود به روند رو به رشد قیمت آن بخش دامن خواهد زد. این شرایط تا مرحله ای پیش خواهد رفت که فعالان این بخش احساس کنند که ظرفیت قیمت بالاتر در کوتاه مدت وجود ندارد یا بخش دیگری هست که سود مناسب تری را تضمین می کند. دراین شرایط روند رو به رشد قیمت بخش قبلی تضعیف می شود.
نکته نگران کننده آن است که سیاست های پولی (بانک ها ) و مالی (دولت) به گونه ای عمل کنند که حتی در زمان شروع این روند کاهنده ، بازهم مقبولیت و انتظار سود کلان برای این بخش تقویت شود.
این همان اتفاقی بود که در مورد مسکن رخ داد و قیمت ها در این بخش به میزان غیر قابل تصوری افزایش یافت.
آذر ماه احمدي نژاد در گزارش معروف خود در مورد عوامل تورم بخشی از این مشکل را پذیرفت که سهم اجاره و خريد مسكن در سبد تورم زياد است، كارهايي كه بانك مسكن در باره وامها اعلام كرد و بروبچههاي صداوسيما هم دميدند اشتباه بانك بود.
ماجرای 2 وام مسکن 18 میلیون تومانی، وام به مستاجران از این دست عوامل تورم زا بود. التبه به نظر می رسد که مشکل تنها در حد حرف مقامات بانک مسکن نبود.
برای مثال در تیر ماه رئيس كميسيون عمران مجلس گفت:دولت امسال به افراد كم درآمد و زير خط فقر تا 80 درصد قيمت يك واحد مسكوني تسهيلات كم بهره با سود 4 درصد پرداخت مي كند که سرنوشت آن در عمل چندان معلوم نیست.
اما نادران به عنوان یکی از افراد شاخص اقتصادی مجلس نظر خاصی دراین زمینه دارد .
وی مدعی شده که هيچ كس انكار نميكند كه افزايش قيمت مسكن در كشور ما به خاطر بيماري هلندي بوده است.
نادران با بيان اينكه در نتيجه اعمال سياستهاي درست و يا بعضا اشتباه اقتصادي هماكنون مسكن يكي از اصليترين ابزار حفظ ارزش پول براي خانوارهاي ايراني به شمار ميرود، تاكيد كرد: بايد به وسيله توليد و توزيع متناسب مسكن كاري كرد كه اين كالا از صدر ليست كالاهاي سرمايهاي حفظ كننده ارزش خارج شود.
شتاب دولت برای عمران و ...
حداد عادل در مصاحبه ای که روز قبل از تقدیم لایحه بودجه به مجلس شورای اسلامی بر روی خروجی خبرگزاری فارس قرار گرفت مدعی شد که عواملی مثل عطش و اشتهاي دولت برای شروع كارهاي عمراني را عامل ایجاد تورم دانست در حالی که البته احمدي نژاد در گزارش معروف خود در مورد عوامل تورم در آذر ماه مدعی شد که ما قوه اجرايي هستيم هر تصميمي را بايد مجلس تصويب كند. ما لايحه داديم مجلس ولي تصويب نكردند.
در هر صورت دولت در 17 دی ماه لايحه بودجه 279 هزار ميليارد توماني سال 87 را تقدیم مجلس شوراي اسلامي کرد.
در این بودجه به گفته محمود احمدی نژاد 100 صفحه متن انشايي به يك و نيم صفحه رسانده شد که وقت مجلس در پيچ و خمهايي كه حاصلي ندارد، تلف نشود و بتواند به خوبي بر بودجه شفاف نظارت داشته باشد.
رئيس جمهور ضمن تشريح لايحه بودجه 87، تصريح كرد: خواست قلبي دولت اين بود كه بودجهاي در 50 يا 60 صفحه ارايه دهد اما به دلايلي كه عرض كردم فعلا 600 صفحه است. اميدواريم در سال آينده به آن رقم برسيم كه هم قانون اساسي رعايت و هم امكان نظارت دقيق بر بودجه فراهم شود. سوال اساسی آن بود که آیا بودجه سال آتی هم تورم زا نخواهد بود؟
براساس توضیحات ارایه شده بودجه جاري بر اساس اين لايحه 41 هزار ميليارد تومان پيشنهاد شده است که اين رقم نسبت به پيشبيني عملكرد 86 حدود 4/5 درصد و نسبت به ميزان مصوب سال جاري 9/12 رشد داشته است. حجم اعتبارات عمراني در لايحه بودجه سال آينده 24 هزار ميليارد تومان پيشنهاد شده است كه اين ميزان نسبت به مصوب سال جاري 9/30 درصد رشد دارد و نسبت به عملكرد از رشدي 58 درصدي برخوردار است.
بحث تحریم بانکهای خارجی
یکی از مباحث مطرح شده در سال گذشته تحریم سیستم بانکی توسط بانکهای خارجی بود به گونه ای که بعضا گفته می شد که دامنه این تحریم به کشورهایی نظیر چین هم رسیده است اما در هفته نخست بهمن ماه درحالی که به نظر می رسید چالش های نظام بانکی ایران با بانک های جهانی در یک سطح خاص متوقف شده و انتظار تشدید آن نمی رود،
در روزهای پایانی بهمن ماه رئيس كل بانك مركزي با بيان اينكه رفتار تمامي بانكهاي خارجي طرف حساب ايران تحت كنترل است، گفت: اگر همكاري ميان دو طرف براي كشور مشكل ساز باشد قطعا ايران همكاري خود را با آنها محدود ميكند؛ به اين معنا كه ايران نيز رفتاري نظير رفتار بانكهاي خارجي را به خود بانكها تحويل ميدهد. این اولین بار نبود که مظاهری در این زمینه سخن م گفت سوم مهر ماه هم اعلام کرده بود که اقدام بانكهاي خارجي در مسدود كردن حسابهاي ايران را بي جواب نمي گذاريم
در ساعت
09:41
نوشته
محمد عباسي
دولت عملگرا بورس نفت را افتتاح کرد
این بورس که بهتر است به آن بورس فرآوردههاي نفتي و پتروشيمي گفته شود در ساعت 9 و 34 دقيقه و 25 ثانيه روز 28 بهمن ماه 1386 با پیشنهاد معامله 2000 تن محصول پلي اتيلن آغاز به کار کرد.
پیش از آن هيات وزيران با پيشنهاد وزارت امور اقتصادي و دارايي در راستاي راهاندازي بورس نفت در دو مرحله موافقت و آن را جهت اجرا به وزارت اموراقتصادي و دارايي، وزارت نفت، وزارت امور خارجه و بانك مركزي ابلاغ كرد.
دراين مصوبه آمده است: بورس نفت خام و فرآوردههاي نفتي جمهوري اسلامي ايران طي دو مرحله و در قالب بورس نفت خام و بورس فرآوردههاي نفتي همانند محصولات پتروشيمي و يا فرآوردههاي پايين دستي مانند قير، روغنهاي پايه و نظاير آن در كشور راهاندازي ميشود.
براساس اين مصوبه وزارت امور اقتصادي و دارايي موظف شد تا پايان بهمن 1386 نسبت به راهاندازي پتروشيمي فرآوردههاي نفت اقدام كند و وزارت نفت و شركتهاي تابعه و وابسته نيز موظف شدند نسبت به عرضه كليه محصولات و مشتقات فرآوري شده نفتي خود در بورس ياد شده براساس مقررات مربوط اقدام كنند. البته تعهدات قبلي در مورد صادرات و توزيع يارانهاي مشمول اين بند نيست
پس از آن بود که صالح آبادي رييس سازمان بورس و اوراق بهادار در 15 بهمن به راه اندازي فاز اول بورس نفت تا پايان بهمن ماه اشاره کرد البته با تاکید بر اینکه مصوبه دولت در اين زمينه به ما ابلاغ شده است.
سپس دستور عرضه 2000 تن از محصول پلي اتيلن توسط كارگزاري بانك ملي و 6 تقاضا بر روي قيمت هزار و 350 تومان وارد سامانه معاملاتي شد كه با توجه به عدم وجود رقابت اين معامله انجام شد كه به گفته ناظر معاملات بعد از سه روز كاري اسناد مربوطه تسويه حساب و حواله كالا ارايه ميشود.
به گزارش خبرگزاری ها نوذری در مراسم گشایش مرحله نخست بورس نفت دولت نهم را "دولتی عملگرا و تصمیم گیر" توصیف کرد وگفت: سالها بحث راه اندازی بورس نفت مطرح بود ، اما به مدد عملگرا بودن دولت نهم، امروز این ایدهها و تئوریها شکل عملی به خود گرفته است و فضایی باز فراهم شد تا معاملات بینالمللی نفت در ایران انجام شود.
پایان مسیری 64 ماهه
اگرچه در بهمن 1386 بورس نفت ایران در کیش رسما افتتاح شد اما این بورس بیش از 64 ماه انتظار قبل از تولد را پشت سر گذاشت که شاید بتوان اولین نتیجه این طولانی شدن را افتتاح بورس دبی و از دست رفتن یک فرصت طلایی برای اولین بودن در منطقه از ایران دانست.
آقايي مديرعامل وقت شرکت پخش و پالايش فرآورده هاي نفتي در مهر ماه سال 1380 نامه ای دکتر نوربخش رئيس وقت شوراي بورس، خواستار تشکيل بورس براي عرضه فرآورده هاي نفتي شد.
اندکي بعد نماينده ايران در اوپک عهده دار مسووليت تشکيل بورس فرآورده هاي نفتي شد.
کاظم پور اردبيلي توپ را در زمین سازمان بورس انداخت و با ارسال صورتجلسه کميته اوپک از ميرمطهري دبيرکل وقت سازمان بورس درخواست مي کند تا پيشنهادي براي تشکيل بورس نفت طراحي شود.
يک سال بعد از آن طهماسب مظاهري وزير وقت امور اقتصادي و دارايي در نامه ای خطاب به رئيس جمهور وقت، موضوع تشکيل بازار واحد مواد نفتي و پتروشيمي در کشورهاي حوزه خليج فارس را مطرح و سيدمحمد خاتمي آن را به وزارت نفت ارجاع داد و پس از اين تحولات بيژن نامدارزنگنه در مرداد ماه 1382 با تعيين مجري طرح بورس نفت به طور جدي فاز اجرايي طرح را کليد زد.
شهريورماه سال 1382شرح کار و فراخوان اوليه تهيه و براي همه سازمان ها و شرکت هاي داخلي نفت، سفارت ايران در کشورهاي دارای بورس ارسال شد که این به معنای آغاز رسمی مطالعه تشکيل بورس نفت و فرآورده هاي نفتي ایران تلقی می شود.
با آغاز مطالعه تشکيل بورس نفت و فرآورده هاي نفتي محمدجواد عاصمي پور به عنوان مجري آن انتخاب شد و همزمان فعالان ارشد IPE لندن و نايمکس نيويورک به ايران مي آيند تا با تشکیل کنسرسيومي امکان سنجي بورس نفت را انجام دهند
زنگنه سال 84 طرح توجيهي و امکان سنجي آماده شده را براي صفدر حسيني ( وزیر پس از مظاهري) که رئيس شوراي بورس هم بود ارسال کرد و تقاضاي صدور مجوز بورس نفت را نمود
شوراي بورس در تاريخ 8 شهريور ماه 84 موافقت اصولي خود را با تشکيل سازمان بورس کالاي نفت، گاز و پتروشيمي اعلام کرد.
در دولت نهم داوود دانش جعفري به عنوان وزیر امور اقتصادی و دارایی نظر مثبت این وزارت خانه را با تشکيل بورس نفت اعلام کرد.
پس از آن وزيري هامانه (با کمی تاخیر نسبت به سایر وزیران رای اعتماد گرفت) در نامه ای خطاب به دانش جعفری اهداف بورس نفت را در 20 مورد عنوان کرد.
نوذری به عنوان وزير پيشنهادي وزارت نفت هنگام حضور در مجلس به منظور اخذ راي اعتماد، مجدداً اين بحث را مطرح کرد و راه اندازي بورس نفت را در دستور کار خود قرار داد، هرچند که مهدي کرباسيان رئيس هيات رئيسه صندوق بازنشستگي صنعت نفت چندي پيش اعلام کرد که براساس وعده هاي داده شده، بورس نفت تا پايان سال عملياتي خواهد شد.
در ساعت
09:36
نوشته
محمد عباسي
Sunday, June 24, 2007
Monday, May 21, 2007
خريد تضميني يا الزام يا
در روزهای پایانی هفته دوم فروردین ماه یعنی 14 فروردین خبرگزاری فارس گزارش داد که سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور نرخ خريد تضميني محصولات كشاورزي را براي سال 86-85 اعلام كرد.
سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور با هماهنگي وزارت جهاد كشاورزي و با رعايت قوانين و مقررات در مورد سازمان هاي مسئول خريد، محدوده زماني خريد، تامين كننده تنخواه ، چگونگي ضمانت و بازپرداخت اعتبارات مورد نياز، تعيين هزينه هاي تبعي و محل تامين زيان احتمالي خريد تضميني خواهد بود.
این درحالی بود که در مورد سال زارعی 1385-1386 این این خبر در تاریخ 20 اسفند سال قبل برروی تلکس خبری آن قرار گرفت ، با این عبارت که : « قيمت تضميني محصولات كشاورزي براي سال 85 پس از تائيد رئيس جمهوري به وزارتخانههاي جهاد كشاورزي و بازرگاني، سازمان مديريت و سازمان حمايت مصرف كنندگان و توليد كنندگان اعلام شد»
لزوم خريد تضيمني
شايد به نظر برخي طرفدران اقتصاد آزاد دخالت دولت در بخش كشاورزي به صورت خريد تضميني محصولات چندان مطلوب نباشد.
مخالفان حضوردولت در اين حوزه مدعي اند كه با اين سياست، بخش كشاورزي امكان قوي شدن و به دست آوردن شرايط رقابتي بازار را ندارد.
البته در نوع دخالت نيز تفاوت نظرهايي وجود دارد كه بيشتر به نوع مداخله باز مي گردد. براي مثال رئيس سازمان تعاون روستايي اعلام كرده است كه امسال خريدهاي توافقي محصولات كشاورزي جايگزين خريدهاي تضميني شده است و عمده محصولات كشاورزي كشور را با سيستم خريد هاي توافقي انجام شده است.
كه اين سياست هم مخالفت هايي را به همراه دارد از جمله آنكه رئيس انجمن صنفي كشاورزان خوزستان در مورد جايگزيني از طرح خريد توافقي محصولات كشاورزي به جاي خريد تضميني معتقد است كه اجراي اين طرح نياز به شرايط و فضاي مناسب اقتصادي دارد كه هم اكنون اين فضا موجود نيست.
درهر صورت به نظر مي رسد كه اين سياست در شرايط كنوني اقتصاد ايران بسيار مهم و ضروري باشد. فارغ از هر نوع شعار گرايي و تلاش براي تبعيت تئوري هاي اقتصادي بايد به اين نكته توجه داشت كه اگر قرار است بخش كشاورزي كشور حفظ شود بايد از آن حمايت هاي هدفمند صورت گيرد و اين سياستي است كه در كشورهاي مختلف درمورد بخش هاي مختلف به صورت هاي گوناگون مشاهده مي شود.
ماهيت بخش كشاورزي در هر شرايطي فصلي بودن عرضه محصولات است. اگر چه در حال حاضر مصرف كنند گان شاهد عرضه محصولات در اغلب ماه هاي سال هستند اما اين موضوع به دليل تنوع در محل هاي كشت است نه فرايند كشت . سيستم توزيع توانسته است بازار مصرف را با اين سياست در فصول مختلف سال تامين كند.
در واقع كشاورزان هر منطقه در مقطع خاصي از زمان محصول خود را عرضه مي كنند . بر اين اساس به طور منطقي درمناطق مختلف شاهد عرضه محصولات در يك دوره زماني خاص هستند كه اين موضع قدرت چانه زني آن ها در قيمت رابه شدت كاهش مي دهد.
اين كاهش قدرت چانه زني با پديده هايي مثل ناتواني در انبار داري و يا تاخير در عرضه موثر و بدهي هاي قبلي تشديد مي شود.
در اين شرايط واسطه ها با قدرت مالي بالا امكان آن را دارند كه بخش عرضه را در اختيار گيرند.
در كنار آن نوسان قيمت اگر به عنوان يك اصل در بخش كشاورزي پذيرفته شود و قرار باشد به عنوان يك راهنما براي برنامه ريزي كشاورزان ملاك قرار گيرد ، در اين شرايط همچون سالهاي قبل شاهد نوسان جدي سالانه در عرضه محصولات خواهيم بود كه خود اشكالات زيادي در پي خواهد داشت.
فروش محصولات كشاورزي به قيمت واقعي از سوي كشاورزان, خريد و فروش محصولات با كيفيت كشاورزي, حذف تشريفات سنتي خريد محصولات كشاورزي , ايجاد چتر حمايتي مناسب براي محصولات كشاورزي با كيفيت و تامين منافع خريدار و فروشنده محصولات كشاورزي از جمله منافع اجرا ي اين طرح است.
در كنار آن طرفدارن اين طرح مدعي اند كه اجراي آن منافعي را براي كل جامعه به همراه خواهد داشت.
حداقل نتيجه آن است كه حجم قابل توجهي از محصولات با كيفيت كشاورزي از كشاورزان خريداري ميشود ودر عمل توليدكننده و مصرف كننده سود ببرند و اين فرايند به صورت با ثبات در سالهاي مختلف انجام خواهد شد.
در ساعت
14:59
نوشته
محمد عباسي
خطوطي كه چالش ها را انتقال مي دهند
رویترز گزارش داده که آژانس بین المللی انرژی به همراه کشورهای تولید کننده نفت خام حاشیه خلیج فارس در حال بررسی احداث یک خط لوله جایگزین ( خلیج فارس و تنگه هرمز) برای انتقال نفت این منطقه هستند.
به ادعای این خبرگزاری٬ از آنجا که احتمال درگیری بین ایران و آمریکا جدی نشده ، همکاری بین کشورهای حاشیه خلیج فارس برای پیدا کردن راه حلی به منظور ایجاد یک مسیر صادرات نفت خام بهجای تنگه هرمز، محدود خواهد بود.
البته این آزانس در مورد هزینه انتقال نفت خلیج فارس از مسیر خشکی٬ آماری منتشر نکرده و معلوم نیست چه توجیهی برای افزایش قابل توجه این هزینه ها مطرح کرده است.
ماه گذشته امارات عربی متحده هم قراردادی را با شرکت آلمانی ILF امضا کرد که خط لوله ای به طول 360 کیلومتر از میدان نفتی Habashan تا بندر فجیره احداث کند. این خط توان انتقال روزانه یک میلیون و 500 هزار بشکه نفت خام را دارد.
این درحالی است که خبرگزاری ها از امضاء قراردادی برای امتداد خط لوله «اودسا – برودی» و انتقال انرژی به اروپا با دور زدن خاک روسیه توسط لهستان و پنج کشور استقلال یافته شوروی پیشین خبر دادند.
از سوی دیگر خبرگزاری ها روز شنبه گزارش دادند که سران کشورهای ترکمنستان، روسیه و قزاقستان اسناد احداث خط لوله گاز در ساحل دریای خزر را امضا کردند. توافق نامه ای که آذربایجان نیز اعلام کرده به آن خواهد پیوست. البته این اعلام نظر بسیار محدود و مشروط بوده است.
اگرچه زمان مورد نیاز برای احداث خطوط لوله نفت و گاز بسیار زیاد است اما تجربه هایی مثل باکو-جیهان نشان داد ٬ زمانی که این طرح ها آغاز شود ، چاره ای جز تکمیل شدن ندارد و در صورتی که اصل طرح بر مبنای اقتصادی مناسبی بنا شده باشد٬ این طرح ها به حیات خود ادامه می دهند.
واقعیت آن است که خلیج فارس منطقه ای است که بیش از ۷۰ درصد رشد تقاضای جهانی نفت در آینده را پاسخگو خواهد بود و به طور منطقی در بازار سالهای بعد نقش غیر قابل اغماضی خواهد داشت.
البته مقدمات این نقش در حال آماده شدن است٬به گونهایکه محمد الحاملی وزیر نفت امارات متحده عربی و رئیس اوپک گفته است که اعضای اوپک در حاشیه خلیج فارس تا پایان این دهه ۲۷۰ میلیارد دلار برای پروژه های جدید انرژی سرمایه گذاری خواهند کرد.
این شرایط به معنای آن است که نقش خلیج فارس دربازار جهانی نفت به مدت کوتاهی محدود نمی شود و عمر چالش های امنیتی کنونی در این منطقه به طور قطع کمتر از عمر نفت خواهد بود و زمانی که احداث خط لوله هایی از این دست مطرح می شود بیش ازآنکه نفت را به خارج از خلیج فارس منتقل کنند ، بحران و چالش را به کشورهای دارای نفت می آورند.
در ساعت
14:59
نوشته
محمد عباسي
سرمايه گذاران براي نفت
اين ارقام نشان دهنده آن است كه اعلام نياز براي ميلياردها دلار براي صنعت نفت چندان غير منطقي نيست.
براساس برآورد هاي صورت گرفته هر چه دوره سرمايه گذاري به تعويق بيافتد ميزان سرمايه مورد نياز افزايش خواهد يافت.
نكته قابل توجه آن است كه سرمايه گذاري اغلب به عنوان يك ضرورت حياتي مطرح مي شود نه تلاش براي بهبود شرايط اتي.
بانك آفريقاي مركزي در تازه ترين گزارش خود اعلام كرده ميزان توليد نفت كشورهاي آفريقاي مركزي تا سال 2009 ميلادي به شدت كاهش خواهد يافت .
كاهش شديد سرمايه گذاري و عدم اجراي پروژه هاي اكتشاف ، مهمترين عوامل كاهش توليد نفت كشورهاي آفريقاي مركزي ارزيابي شده است.
اين درحالي است كه براي سهولت بررسي ها اساسا اين فرايند در يك دوره 4 ساله مورد بررسي قرار مي گيرد.
در حالي كه در دوره 2004-2008 در خاور ميانه و شمال افريقا نيازمند 180 ميليارد دلار سرمايه گذاري در بخش نفت هستيم در ميان كشورهاي عربي اين ميزان تنها 150 ميليارد دلار است.
رشد سرمايه گذاري در بخش نفت خاور ميانه و شمال افريقا طي دوره هاي 2005-2009 و 2006-2010 و 2007-2011 به ترتيب 17 و 24 و 52 درصد خواهد بود به گونه اي كه تا پايان سال 2011 در اين منطقه نيازمند 395 ميليارد دلار سرمايه گذاري هستيم.
اين درحالي است كه در همين مقاطع در ميان كشورهاي عربي ميزان رشد به ترتيب 17 و 26 و 57 درصد خواهيم بود كه درنهايت ميزان سرمايه گذاري در ميان اين كشورها 345 ميليارد دلار خواهد بود
يكي از مشكلات بخش نفت سرمايه گذاري در حوزه پالايش است و اين حوزه اي است كه اغلب قيمت نفت را تحت فشار قرار مي دهد.
در شرايطي که توليد کنندگان نفت با بهره گيري از ظرفيت کامل خود به توليد مشغولند، کمبود پالايشگاهها براي تامين نياز مصرف کنندگان فرآورده هاي پالايشي موجب افزايش بهاي نفت شده است.
در همين حال تحليلگران نيز نسبت به اين امر هشدار داده و زنگ خطر را در خصوص کمبود زيرساختهاي پالايشي مورد نياز براي فرآوري نفت خام هاي سنگين با درجه گوگرد بالا در کشورهاي بزرگ مصرف کننده نفت ، به صدا درآورده اند.
از سالهاي دهه 1970به بعد نه تنها پالايشگاهي جديد در آمريکا ساخته نشده است، بلکه تعدادي از آنها هم از رده خارج شده اند. اين در حالي است که تقاضا براي بنزين به طور روزافزوني بالا مي رود.دموکراتهاي آمريکا به دليل مسائل زيست محيطي مخالف توسعه پالايشگاه ها هستند.
در روزهاي نخست سال 2006 ميلادي وزير انرژي آمريکا گفت: شرکتهاي نفتي که سود کلاني را به جيب زده اند، "مسئوليت" دارند که پالايشگاههاي خود را توسعه دهند تا بنزين و نفت سفيد بيشتري براي مصارف آمريکايي ها توليد شود.
اين درحالي است كه گفته مي شود كه سودهاي موجود که به شرکت هاي نفتي تعلق دارند و از سطح بالاي قيمت ها ناشي مي شوند بايد به عنوان فرصتي براي تضمين اين امر که مشکلات موجود در زمينه ظرفيت پالايش در آينده افزايش نخواهند يافت ، مورد استفاده قرار گيرند
وزير اقتصاد و دارايي فرانسه گفته است كه بزرگترين کشورهاي صنعتي دنيا (گروه هفت) خواستار سرمايه گذاري هاي بيشتر کشورهاي توليد کننده در زمينه توليد و پالايش نفت هستند.
کميسر انرژي اتحاديه اروپا از شرکت هاي نفتي خواست سودهاي سرشاري را که از قيمت هاي بالاي نفت بدست آورده اند ، بارديگر صرف سرمايه گذاري در افزايش توليد و ظرفيت پالايش کنند. لازم است که شرکت هاي نفتي مسئولانه ترين رفتار را از خود نشان دهند، زيرا آنها از طريق سرمايه گذاري سودهاي حاصل از قيمت هاي بالاي نفت در توليد و هرجا که لازم است از جمله ظرفيت پالايش ، نقش اقتصادي و اجتماعي مهمي ايفا مي کنند.
چين هم اعلام كرده كه قصد دارد در پنج سال آينده ۱۸۰ ميليارد يوآن ، معادل ۵/۲۲ ميليارد دلار ، در بخش هاي پتروشيمي و پالايش نفت سرمايه گذاري کند.
در ساعت
14:59
نوشته
محمد عباسي
وزير كاشف و بسیج جهانی برای اکتشاف نفت در ایران
نکته جالب در این میان آن است که اولویت اول آقای وزیر اکتشاف بود و در گزارش عملکرد نیز به این نکته توجه شده است.
اکتشاف در مرزها ، اکتشاف در لایه های زیرین میادین موجود ، اکتشاف نفت برای تولید، اکتشاف گاز برای تزریق، شناسایی کامل پتانسیل های نفت و گاز کشور و کمک به راه اندازی و تقویت پیمانکارها و مشاوران داخلی سرفصل های اعلام شده توسط وزیری هامانه بود.
البته در گزارش عملکرد به صورت تفکیک شده به هر یک از 6 سرفصل فوق اشاره نشده است اما به نوعی می توان آن ها را نشان سمت و سوی حرکت آقای وزیر دانست.
درحالی که کشورهای مختلف در صدد جذب منابع مالی برای طرح های کوچک خود هستند و حتی چالش های متفاوتی در مورد فعالیت های اکتشافی آنها در مناطق مختلف گزارش شده است ، ایران رسما طرح اکتشاف 17 بلوک اکتشافی خود را مطرح کرد.
این حرکت از دو جنبه قابل توجه بود. از یک سو با توجه به عدم حضور آمریکایی ها شرکت های دیگر فضای کاری مناسبی را به دست می آورند و از سوی دیگر با توجه به حجم بالای کار و احتمال موفقیت بالا به نظر می رسد که نرخ ریسک این طرح ه به شدت پایین است.
کمترین سرمایهگذاری برای انجام عملیات اکتشاف در این ۱۷ بلوک نفتی را ۴۵۰ میلیون یورو اعلام شده است.
البته به گفته محمود محدث، مدیر اکتشاف شرکت ملی نفت ایران قیمتهای متفاوتی برای خرید اسناد مناقصه 17 بلوک اکتشافی ارائه شده که بیشترین قیمت اسناد مناقصه 38 هزار یورو است.
سمینار معرفی 17 بلوک اکتشافی ایران 12 و 13 بهمن ماه در اتریش برپا شد و طی شانزدهم بهمن ماه تا 23 اسفند ماه شرکت ها به بازدید اطلاعات پرداختند برگزار شد.
پیشتر آخرین مهلت داده شده به شرکت های داخلی و خارجی برای خرید اسناد مناقصه 17 بلوک اکتشافی بیستم خرداد ماه (دهم ماه ژوئن) و ارائه پیشنهادهای فنی و مالی تا 30 خرداد ماه ( 20 ماه ژوئن) اعلام شده بود.
در ساعت
14:59
نوشته
محمد عباسي
نرخ سود بانكي علي الحساب
در ساعت
14:59
نوشته
محمد عباسي
بنزين يا تبصره 13 بلاي جان بودجه
قانوني كه در جلسه علني روز پنجشنبه بيست و چهارم اسفندماه مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 24/12/1385 به تأييد شوراي نگهبان رسيده و در تاريخ براي 26/12/1385 آفاي رييس جمهور فرستاده شد
حكايت بنزين و بودجه 86 موضوع دنباله داري ست كه شايد تا اسفند 86 ادامه داشته باشد كه شايد به گفته يكي از همكاران به دليل آن است كه كلمه بنزين 13 بار در قانون بودجه تكرار شده و اين خصوصيت عدد 13 است كه دامنگير اين قانون شده است.
در قانون بودجه سال جاري كل كشور به طور خاص در تبصره يك و يازده و 13 به بحث بنزين توجه شده كه اتفاقا اين تبصره 13 است كه به بنزين پرداخته است.
هدف تعيين شده براي تبصره13 « تحقق عدالت اجتماعي و دستيابي به توسعه شهري و براي حفظ محيطزيست و در راستاي تحقق احكام مندرج در برنامه چهارم توسعه » اعلام شده كه دولت براي اجراي مجاز استمعادل ارزي مبلغ سي و پنجهزار وششصد ميليارد ريال از طريق تسهيلات مالي خارجي و مبلغ سههزار وپانصدوهفتاد ميليارد ريال از محل اعتبار رديفهاي 503825 و 503826 هزينه كند كه فعاليت هايي مثل « توسعه حمل و نقل عمومي (حمل ونقل ريلي شهري، ناوگان اتوبوسراني و تاكسيراني شهري) و خارجكردن خودروهاي فرسوده از چرخه حمل و نقل » براي تحقق آن انجام خواهد شد.
براساس بند ج تبصره 13 دولت موظف است به گونهاي مؤثر نسبت به دوگانه سوزكردن خودورهاي بنزيني با اولويت خودروهاي سواري عمومي اقدام نمايد كه پس از پنج سال و در قالب بودجههاي سالانه، تعداد سهميليون دستگاه از خودروها گازسوز شود.
البته قبل از آن و در قسمت اول و ششم بند ب اين تبصره به مواردي اشاره شده كه مي تواند به عنوان راهكار كاهش مصرف مد نظر باشد.
در قسمت اول بند ب دولت مجاز است به :«پرداخت كمك بلاعوض و يا كمك سود تسهيلات براي جايگزيني خودروهاي فرسوده با خودروي گازسوز و دوگانه سوز و جايگزيني خودروهاي فرسوده نفت گازي حمل بار و مسافر با اولويت خودروهاي حمل و نقل عمومي برون شهري (كاميون و مينيبوس).» و عبارت « برون شهري (كاميون و مينيبوس)» تنها كلماتي بودند كه به متن لايحه اضافه شدند.و در قسمت ششم بند ب نيز به دولت اجازه شده كه « خريد و بكارگيري خودروهاي دوگانه سوز و پايه گازسوز به جاي خودروهاي بنزينسوز در كليه دستگاههاي اجرايي موضوع ماده (160) قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران (دستگاههايي كه نياز به خودروي كمكدار دارند از شمول اين بند مستثني هستند). »
بند دال تبصره 13 بر اساس يارانه هر خودرو تعيين شده بود ولي در قانون به صورت زير اصلاح شد:
« وزارت نفت از طريق شركتهاي دولتي تابعه ذيربط مكلف است تا پايان سال 1386 براي توليد خودروهاي پاية گازسوز يا دوگانهسوز و يا تبديل خودروهاي بنزيني و نفت گازي به دوگانهسوز متناسب با هزينههاي متعلقه از محل منابع داخلي خود معادل دوهزاروهشتصدميليارد ريال به صورت كمك بلاعوض در اختيار كارخانههاي خودروسازي، پيمانكاران يا كارگاههاي واجد شرايط مربوط اختصاص دهد. اين شركت موظف است هر سه ماه يك بار متناسب با تعداد خودروهاي توليدي پايه گازسوز يا دوگانهسوز با خودروهاي بنزيني و نفت گازي تبديل شده به دوگانهسوز، نسبت به تسويهحساب با كارخانههاي خودروسازي و پيمانكاران و كارگاههاي مربوط اقدام نمايد. »
مهمترين چالش سهميه بندي بود كه در لايحه و قانون تفاوت اساسي داشت. البته در عمل بخشي از اين قانون نيز دستخوش تغيير شد از جمله ماجراي گران شدن بنزين.
سهميه بندي در لايحه به صراحت مطرح شد كه در قانون حذف و بجاي آن كارت هوشمند نشست
در متن لايحه و در بند و تبصره 13 آمده بود : « به دولت اجازه داده مي شود ضمن توسعه حمل و نقل عمومي شهري و افزايش سهم خودروهاي دوگانه سوز نسبت به سهميه بندي بنزين و يا تعيين قيمت مناسب اقدام كند»
اما بند مشابه قانوني كه در نهايت مهر تاييد شوراي نگهبان را بر خود داشت آمده است: « دولت موظف است حداكثر از ابتداي خرداد ماه سال 1386، بنزين توليد داخل بعلاوه بنزين وارداتي تا سقف يارانه معادل ارزي بيست و دوهزار و دويست و پنجاه ميليارد ريال را به صورت سهميهبندي با اولويت استفاده از كارت هوشمند به قيمت هر ليتر يكهزار ريال عرضه نمايد.
دستگاههاي موضوع ماده (160) قانون برنامه چهارم توسعه مجاز به استفاده از بنزين سهميهبندي با قيمت هر ليتر يكهزار ريال نيستند.
نحوه و ميزان سهميهبندي و تعيين قيمت مناسب بنزين غيرسهميهبندي بنا به پيشنهاد سازمان مديريت و برنامهريزي كشور و وزارت نفت تا پايان فروردين ماه به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد. قيمت هر ليتر نفت گاز از ابتداي خرداد 1386 مبلغ چهارصد و پنجاه ريال تعيين ميگردد. »
در ساعت
14:59
نوشته
محمد عباسي
Saturday, May 19, 2007
كارت هوشمند
در ساعت
10:20
نوشته
محمد عباسي
ادامه پارادوكس انرژي در سال 1386
از يك سو شاهد كاهش توان صادراتي كشور و در نتيجه كاهش درامدهاي ارزي هستيم و از سوي ديگر يارانه هاي مختلف حامل هاي انرژي كشور را در گرداب مشكلات غرق خواهد كرد.
درحالي كه روند مصرف داخلي در كشور به صورت يك نواخت و فزاينده ادامه داشت است توليد نفت خام در كشور شاهد نواسانات جدي و نامتناسب بوده به گونه اي كه در مقاطعي از سالهاي گذشته (1981 تا 1991 ) شاهد كاهش شديد ميزان صادرات بوده ايم و اين كاهش در سالهاي بعد نتوانسته به حد قبل اين دوره بازگردد. به رغم افزايش دامنه صادراتي كشور در سالهاي بعد به نظر مي رسد اين فاصله در سالهاي اخير روند نزولي پيدا كرده است و در آينده اي نه چندان دور كشور براي حضور جدي در بازار جهاني نفت دچار مشكل خواهد شد.
اين درحالي است كه تاکنون بحث های بسیاری روی مصرف بنزین درکشور شده اما کسی به مصرف بالای گازوییل در کشور اشاره نمی کند و پیش بینی می شود چنانچه وضعیت کنونی ادامه یابد، مصرف گازوییل نیز بسیار نگران کننده شود.
وضعیت مصرف گازوییل در کشور به دلیل سیستم فرسوده حمل و نقل یا نیاز بالای نیروگاهها در مقایسه با بنزین بسیار هشدار دهنده است به گونه ای که ایران به زودی به مصرف کننده بزرگ گازوییل تبدیل خواهد شد.
در ساعت
10:20
نوشته
محمد عباسي
Monday, April 23, 2007
چشم اندازي براي داخلي ها ....
اين خبر ي بود كه وزير نفت در آخرین روز برگزاری دوازدهمین نمایشگاه نفت، گاز و پتروشیمی به صنايع داخلي داد و خبرگزاري ها به صورت گسترده اين خبر را منعكس كردند كه «وزیر نفت از
در مورد نحوه حضور بخش خصوصی بحث های زیادی مطرح است.
نمایشگاه نفت گاز و پتروشیمی فرصت خوبی بود تا بحث های مختلفی در این حوزه از زبان مدیران ارشد این بخش مطرح شود درمیان معاونان وزیر نفت برخی بر این باورند که برای حضور بخش خصوصی باید برنامه ریزی مرحله ای تدوین و اجرا کرد.
درکنار آن برخی براین باورند که باید در مرحله نخست تشکیل پیمانکاران عمومی را مورد حمایت قرار داد و پس از آن در صورتی که صنایع مرتبط نتوانستند محصولات مورد نیاز را تامین کنند به فکر حمایت از انها افتاد.
براساس قراردادهای بیع متقابل، پیمانکار وظیفه تامین مالی طرح، مسئولیت اجرایی و مهندسی، مسئولیت سفارشات ساخت و نصب تصویب خواهی از میزبان به وسیله کمیته مشترک مدیریت، انتقال فناوری، آموزش و راه اندازی و تحویل میدان پس از توسعه به کشور میزبان را داراست و کلیه مراحل مذکور تحت نظارت فنی و مالی کشور میزبان صورت می گیرد.
اين خصوصيات اهميت پيمانكاران را به صورت ويژه اي پررنگ كرده است.
نبايد از اين نكته غافل شد كه ايران فضاي مناسبي براي انجام فعاليتهاي حوزه نفت دارد و تجربه سالهاي اخير نشان داده است كه مي توان اميدوار بود كه بازار كار مناسبي براي فعالان اين حوزه در كشور وجود داشته باشد.
هفته گذشته وزیر نفت از انعقاد 37.9 میلیارد دلار قرارداد اجرایی برای طرح ها و پروژه های صنعت نفت در دولت نهم (دوره زماني يك سال و نيم ) خبر داد.
يك سوال اساسي آن است كه براي سال هاي آتي چه چشم اندازي ترسيم شده است. ايا مي توان اميدوار بود كه برنامه ريزي فعلان در صنعت نفت در ميان مدت يا بلند مدت تضمين هاي لازم را در بر دارد و آيا مي توان به طور منطقي بازار كار مناسبي براي سرمايه گذاران در اين حوزه تعريف كرد.
در افق چشمانداز 20 ساله، باید 471 میلیارد دلار در بخشهای گوناگون صنعت نفت سرمایه گذاری شود.
اين سخني است كه مقدم،معاون برنامهریزی تلفیقی وزیر نفت، اعلام كرده است و مدعي شده رقم پیشبینی شده برای سرمایهگذاری در بخش پاییندستی و بالادستی نفت
در هر صورت بايد به انتظار نشست و ديد كه اين موافقت نامه ها تا كي و چگونه عملياتي خواهد شد.
در ساعت
09:51
نوشته
محمد عباسي
جهان به سرمايه گذاري در نفت نياز دارد
در ساعت
09:51
نوشته
محمد عباسي
Sunday, March 11, 2007
بازي نفتي
اين درخواست همواره رد شده است و غير اوپكي ها خواهان استفاده از سود و منافع بازار هستند و كمتر حاضر به پذيرش هزينه ها هستند و اكنون اوپك يازده عضو دارد كه يكي غير هماهنگ است (عراق) و ساير كشورها به ظاهر دريك نظام مشخص سهميه بندي كار مي كنند.
در شرايط جديد بازار نفت و روند افزايشي قيمت و بالا بودن قيمت در ماه هاي اخير اوپك اعلام كرده است كه به همکاري کشورهاي غير عضو اوپک بويژه روسيه و مکزيک در مسائل مربوط به توليد ، اميد بسته است
اوپك اگرچه هموراه به رفتار كارتلي متهم بوده است اما براساس اساسنامه و خط مشي كلي رفتاري دارد كه بيشتر شبيه كشورهاي حامي اقتصاد جهاني است و اغلب تلاش كرده است كه قيمت را به صورت سودجويانه افزايش نيابد هرچند اين حركت در حالت كاهش شديد قيمت از سوي مصرف كنندگان دنبال نشده است.
نكته مهم در اين ميان آن است كه سهم اين سازمان از بازار جهاني در پايين ترين سطح ممكن قرار دارد و عملا اين سازمان كمتر از 40 درصد توليد را در اختيار دارد
قيمت نفت در بالاترين سطح خود در تاريخ جهان قرار دارد و توليد كنندگان معتقدند كه اين رخداد به دليل كمبود توليد نيست و نوسان قيمت نفت با کمبود عرضه آن ارتباطي ندارد. عوامل سياسي و همچنين اظهارات مختلف مقامات سياسي، همچنان عامل افزايش فراوان قيمت نفت است .
اوپک در نشست آينده خود ازايجاد توازن درعوامل سياسي که موجب افزايش قيمت نفت مي شود، ناتوان خواهد ماند و قادر به متوقف کردن روند افزايش قيمت نفت نيست
در ساعت
14:39
نوشته
محمد عباسي
Sunday, January 28, 2007
صنايع اولين قرباني قطع گاز
اين رخدادها چه آثار زيان باري بر ساير بخش ها ي مصرف كننده گاز خواهد داشت.
سهم بالاي گاز در تامين سوخت مورد نياز صنايع مختلف باعث شده است كه هر نوسان در تامين گاز آنها به زيان هاي مالي و اقتصادي قابل توجهي منجر شود.
اهميت اين تاثيرگذاري زماني كه به طور مشخص بدانيم كه چه تعداد واحد صنعتي از گاز استفاده مي كنند و به اين موضوع توجه كنيم كه هر يك از اين واحد ها ، مجموعه اي از فعاليت هاي اقتصادي هستند و به صورت يك زنجيره به هم پيوسته فعاليت دارند و هر نوسان در فعاليت آنها باعث بروز مشكلات زيادي براي كاركنان و فعالان اين حوزه خواهد شد.
براساس گزارش رسمي روابط عمومی شرکت ملی گاز ایران تا پایان آذرماه امسال، 12 هزار و 565 واحد صنعتی و صنعتی عمده کشور، از گاز طبیعی به عنوان سوخت اصلی استفاده كردند كه از اين تعداد دو هزار و 428 واحد در سال جاري به اين مجموعه اضافه شدند.
در سال گذشته در مدت مشابه، به یک هزار و 689 واحد صنعتی و صنعتی عمده گازرسانی شد،
پایان سال گذشته، 10 هزار و 137 واحد صنعتی و صنعتی عمده زیر پوشش قرار گرفته اند.
گازرسانی به واحدهای صنعتی و صنعتی عمده با احداث بیش از 24 هزار کیلومتر خط انتقال گاز فشار قوی، 48 ایستگاه تقویت فشار بنا شده روی این خطوط و نصب بیش از 6 میلیون انشعاب، امکان پذیرشده است.نكته قابل توجه آن است كه براساس اعلام وزارت نفت يکي از اصلي ترين سياست هاي بخش انرژي کشور، بهره گيري هرچه بيشتر از منابع گاز طبيعي و افزايش سهم گاز در الگوي مصرف حاملهاي انرژي در تمامي بخشهاي اقتصادي، بدليل بهره مندي ايران از ذخاير عظيم گاز طبيعي است.
حاشيه امنيت
در اقتصاد ايران بخش هاي غير مولد در تامين حامل هاي انرژي داراي اولويت هستند و بخش هاي مولد نيز در سطوح مختلف اولويت قرار دارند.
البته به نظر مي رسد براي دولت تفاوت چنداني در كاهش مصرف گاز بين صنايع و نيروگاه ها وجود ندارد و اغلب در سخنان مختلف اين دو در كنار هم ارايه مي شوند اما واقعيت آن است كه نيروگاه ها به دليل نياز به برق در حاشيه امينت ويژه اي قرار دارند و كاهش عرضه گاز همزمان با سوخت هاي مايع جبران مي شود.
شايد بخشي از اين سياست در قالب توجه به محرومان و مصرف كنندگان نهايي (خانگي ) قابل تحليل باشد و زماني كه کسائی زاده ، مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران مي گويد که « وزارت نفت براساس رویکرد دولت مبنی بر توجه بیشتر به نقاط محروم تصمیمات ویژهای را برای انتقال گاز به این مناطق گرفته است. » مي توان به لايه هايي از اين اولويت بندي دست يافت.
ولي كمتر به اين نكته توجه مي شود كه زيان هاي بخش مولد و صنايع را در اين تغيير عرضه و عدم تضمين آن بر عهده چه كسي خواهد بود.
در ساعت
17:24
نوشته
محمد عباسي
Sunday, January 14, 2007
نفت يك دلار گران شد
به نظر مي رسد عواملي كه باعث افزايش قيمت مي شوند توانسته اند بر عوامل كاهنده غلبه كنند
كاهش توليد نفت ۱۰ کشور عضو اوپک در ماه دسامبر( آذر) يعني ۷۰ هزار بشکه در روز كمتر از ماه نوامبر)، بحران روسيه و بلاروس بازار را نگران كرد ، اعتراض بلر و كاهش صادرات نفت عربستان به ژاپن در كنار نزديك شدن به اواسط ماه ميلادي از جمله اين عوامل بودند.
براساس آمار ارايه شده هر بشكه نفت خام شاخص نايمكس با افزايش يك دلار و 11 سنت با قيمت 52 دلار و 99 سنت به كار خود پايان داد. اين قيمت هر بشكه نفت خام متوسط تگزاس غربي (WTI) نيز بود.
در همين حال نفت خام برنت مدت دار با افزايش 92 سنتي به 52 دلار و 38 سنت رسيد.
در بازار فراورده نيز شاهد افزايش قيمت بوديم به گونه اي كه هر گالن بنزين و سوخت گرمايشي به ترتيب به قيمت يك دلار و 43.2 سنت و يك دلار و 50.3 سنت معامله شد.
افزايش قيمت در بازار گاز نيز مشهود بود و اين بازار نيز شاهد افزايش گاز در انواع معاملات بجز معاملات تك محموله بود.
در ساعت
11:05
نوشته
محمد عباسي
Saturday, January 13, 2007
ترديد و ثبات در سال 2007
طي روزهاي گذشته اغلب کارشناسان نفتي پيش بيني کرده اند كه « به دنبال افزايش بي سابقه قيمت نفت در سال ۲۰۰۶ قيمت آن در سال آينده به دليل افزايش توليد و برابري عرضه و تقاضا به ثبات مي رسد. »
اين درحالي است كه بروز برخي رخدادها و عدم رفع مشكلات بنيادي بازار تحقق اين پيش بيني را با ترديدهاي جدي مواجه كرده است.
البته گفته مي شود در صورت متعادل نبودن عرضه و تقاضاي نفت در فصل بهار، قيمت هاي نفت کاهش قابل توجهي خواهد يافت اما اكنون توليد نفت اوپک و ديگر توليد کنندگان غيرعضو با تمام ظرفيت انجام مي شد و هر گونه نوسان اندک در توليد٬ افزايش قيمت نفت را به دنبال داشت.
ثبات بازار نفت در سال آتي ( يعني كمتر از يك هفته ديگر) سخني است كه بارها از منابع مختلف خبري شنيده شده و به نظر مي رسد كه با توجه به تغييرات متغيرهاي بنيادي بازار اين سخنان مي تواند در مواردي صحت داشته باشد، اما واقعيت آن است كه اين پيش بيني پويايي لازم را ندارد و به نظر مي رسد كه به شدت تحت تاثير يكسان سازي و كلي نگري به بازار است.
البته معاون بازاريابي امور بين الملل شرکت ملي نفت ايران به شانا گفته است كه کاهش تقاضاي نفت خام در فصل بهار، ممکن است قيمت هاي جهاني نفت را به ميزان قابل توجهي کاهش دهد.
اين سخن بر اين اساس مطرح شده است كه به طور معمول تقاضاي روزانه نفت در فصل بهار، حدود يک ميليون تا يک ميليون و 500 هزار بشکه کاهش مي يابد که به طور طبيعي مازاد عرضه نفت را در اين دوره زماني به دنبال دارد و بايد تعادل جديدي در بازار برقرار شود. اما نمي توان براساس تعادل بازار و نظام عرضه و تقاضا انتظار داشت كه پيش بيني مناسب و با دقت بالا از بازار نفت ارايه شود و تنها يك بررسي ايستا از بازار با استفاده از چند متغير خاص است.
تصويب قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل شرايط را براي بروز بحران در بازار نفت فراهم كرده است.
در متن قطعنامه از مديركل آژانس درخواست شده ظرف مدت 60 روز گزارشي در مورد اينكه آيا ايران تعليق كامل و پايدار تمامي فعاليتهاي مندرج در اين قطعنامه را برقرار ساخته است يا خير، و همچنين در مورد پايبندي ايران نسبت به كليه اقدامات مقرر شده توسط شوراي حكام آژانس و ديگر مفاد اين قطعنامه به شوراي حكام آژانس و به موازات آن به شوراي امنيت جهت بررسي ارايه دهد ....در صورتي نشان دهد كه ايران به اين قطعنامه پايبند نبوده، تدابير مقتضي بيشتري اتخاذ خواهد شد...
پاسخ ايران به اين قطعنامه با سخنان رييس جمهور و مصوبه مجلس شوراي اسلامي تا حدودي معلوم است و حتي در صورت تعديل اين مواضع به نظر نمي رسد كه بازار تحت تاثير قرار نگيرد و عملا بازار نفت در دو ماه نخست سال 2007 با چالش جدي مواجه خواهد كرد و ممكن است اين چالش به ماه هاي بعد كشيده شود.
نكته قابل توجه آن است كه در كنار نگراني از تحريم اقتصادي ايران و اقدام ايران در از سرگيري برنامه هسته اي خود و نگراني از تحريم بين المللي آن و احتمال توقف صادرات نفت از سوي ايران، بازار هنوز با چالش هاي سال جاري مواجه است كه مي تواند به يك اهرم فشار در بازار مبدل شود. از جمله اين مسايل
« ناامني در نيجريه و احتمال بروز بلاياي طبيعي » ، « تقاضاي بالاي نفت از سوي آمريکا و چين » ، « کاهش توليد به دليل وقوع طوفان هاي سخت در خليج مکزيک» ، « بحران عراق و خاورميانه » ، « عدم توافق پايدار و متوازن با روسيه » ، « بحران مشروعيت حكومت برخي كشورهاي صادر كننده نفت » ، « رشد آمريكا ستيزي در ميان كشورهاي مثل ونزوئلا » و « عدم توازن بين عرضه و تقاضاي برخي از انواع نفت خام » است. در اين شرايط بايد ديد كه در سال اتي تا چه حد اين مشكلات رفع خواهد شد و تا چه حد متغيرهاي با تاثيرگذاري متفاوت در بازار تاثير گذار خواهند بود؟
در ساعت
10:12
نوشته
محمد عباسي

